تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ديگر مشورت ميكردند . در هنگام مذاكرات براى امر خلافت بين انصار اختلاف شد ، و گردانندگان جلسه مشاهده كردند اگر اين موضوع انجام نگيرد ممكن است بنى هاشم از تشريفات وفات پيغمبر فارغ شوند و بر امر امامت و خلافت مستقر گردند ، و لذا تأخير را درنگ ندانسته فورا با ابو بكر بيعت كردند ، ( 1 ) روايت شده كه ابو سفيان در اين هنگام درب منزل رسول خدا آمد و اين اشعار را قرائت كرد :
بنى هاشم لا يطمع الناس فيكم * و لا سيما تيم بن مرّة اوعدى فما الأمر إلّا فيكم و اليكم * و ليس لها إلّا أبا حسن علي أبا حسن فاشدد بها كفّ حازم * فانك بالأمر الذى يرتجى ملي
پس از خواندن اشعار فوق فرياد زد : اى بنى هاشم و اى بني عبد مناف چگونه رضايت ميدهيد كه اين مرد پست بر شما رياست و ولايت داشته باشد ، به خداوند سوگند اگر مايل باشيد مدينه را از سواره و پياده پر ميكنم . امير المؤمنين عليه السّلام بر وى بانگ زد : اى ابو سفيان از راه خود برگرد به پروردگار سوگند شما براى رضاى خداوند اين مطلب را اظهار نميكنى ، تو همواره با اسلام دشمنى دارى و اين سخن هم يكى از نقشه‌هائى است كه براى از بين بردن اسلام و قرآن كشيده‌اى ، ما اينك گرفتار مصيبت هستيم و براى حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله مشغول تعزيه دارى ميباشيم ، و هر كس در گرو اعمال خود خواهد بود . ابان گويد : گردانندگان اوضاع سقيفه بنى ساعده ، پس از اينكه بر امر خلافت مستقر شدند دنبال عكرمة بن ابى جهل و حارث بن هشام و ديگران فرستادند و آنها را در مجلس خود حاضر ساختند ، سپس براى آنان پرچم‌هائى برافراشتند و به اطراف يمن و شام روانه كردند . پس از اين جريان ابو سفيان را طلبيدند و پسرش يزيد بن ابو سفيان را بفرماندهى لشكر شام پيشنهاد كردند ، ابو سفيان كه در ابتداء با ابو بكر مخالفت ميكرد چون اين پيشنهاد را شنيد از مخالفت خود دست كشيد و به حكومت ابو بكر