غنائم مسلمين آنچه براى من شايسته است براى او هم شايسته است .
اينك علي بن ابى طالب از همهء مردمان نسبت به تو و خويشاوندانت مهربانتر است ، و او بهترين كسي است كه پس از خود در ميان شما خواهم گذاشت اكنون از بغض و دشمنى علي دورى كن تا خداوند بر بشما غضب نكند .
بريده گويد : پس از استماع اين سخنان آرزو كردم كاش زمين از هم ميشكافت و مرا فرو ميبرد ، به حضرت عرض كردم : من به خداوند از خشم و غضب او و شما پناه ميبرم ، اينك يا رسول اللَّه ! از خداوند براى من طلب مغفرت كنيد ، من ديگر علي را مورد بغض قرار نخواهم داد ، و در بارهء او جز خير و خوبى چيزى نخواهم گفت ، پيغمبر هم از وى گذشت كردند و از پروردگار براى او طلب آمرزش نمودند بريده گفت : پس از اين فرمايشات با علي بن ابى طالب از همه بيشتر دوستى و الفت گرفتم و بعد از خدا و رسول به وى علاقه داشتم .
( 1 )
مباهلهء نصاراى نجران با حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله
( 2 ) گروهى از نصاراى نجران كه در حدود ده نفر بودند خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيدند ، اين جماعت از اشراف و بزرگان و رؤساى آنان بشمار ميرفتند .
سه نفر از اين عده سمت رياست و زعامت بر نصارى را داشتند كه از آن جمله « عاقب » بود كه امير اين قوم بشمار ميرفت و مورد مشورت آنها قرار ميگرفت ، و نصارى از آراء و نظريات وى استفاده ميكردند و نام اين مرد « عبد المسيح » بود .
دوم شخصى بود كه او را « سيد » ميگفتند ، و اين مرد عنوان سرپرستي اين گروه را داشت و نامش « ايهم » بود ، سومى ابو حارثة بن علقمة اسقف نصارى كه عالم و پيشواى و رئيس مدارس مسيحيان نجران بودند ، اين مرد در ميان جماعت نصارى شخصيت فوق العادهاى داشت و مورد احترام و تكريم آنها بود ، پادشاهان روم براى وى معابدى درست كرده بودند و براى علم دانش وى او را عزت و احترام نموده و از وى تجليل ميكردند .
هنگامى كه اين جماعت از محل خود حركت كردند ؛ ابو حارثه بر استرى