تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
دهيد ، زبير بن عوام به پا خواست و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! من امر شما را اطاعت ميكنم ، حضرت فرمود : شما بنشينيد اين مأموريت از عهدهء شما خارج است . ( 1 ) بعد از اين سعد به پا خواست و خود را براى در دست گرفتن پرچم آماده ساخت ، پيغمبر فرمود : شما نيز توقف كنيد زيرا انجام اين كار از عهدهء شما هم بيرون است ، در اين هنگام حضرت رسول روى خود را به طرف على بن ابى طالب آورد و فرمود : برخيزيد و اين پرچم را در دست گيريد ، و به طرف فدك حركت كنيد . امير المؤمنين عليه السّلام طبق فرمان حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به طرف فدك حركت كردند و با مردم آن محل صلح و معاهده بستند كه : باغهاى فدك براى پيغمبر باشد و در مقابل ، جان آنها از طرف مسلمين تأمين گردد و كسى به آنان صدمه و آزار نرساند ، در اين هنگام جبرئيل نازل شد و به پيغمبر گفت : خداوند به شما امر مىكند كه حقوق خويشاوندان خود را بدهيد ، و آنها را از خود راضى كنيد . حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود : يا جبرئيل خويشاوندان من كه هستند ، و حقوق آنان چيست ؟ گفت : مقصود از خويشاوند فاطمه است ، اينك باغهاى فدك را به او بدهيد زيرا خدا و رسول در آن حقى ندارند ، پيغمبر فاطمه را طلبيد و كتبا فدك را به وى تسليم كرد ، فاطمه عليها السّلام پس از وفات حضرت رسول نزد ابو بكر رفت و اين نامه را به وى ارائه داد و گفت : طبق اين نامه فدك مال من و فرزندان من بوده است ، و شما عدوانا او را تصرف كرده‌ايد . ابان گويد : هنگامى كه پيغمبر از فتح خيبر فارغ شد ، به وى مژده دادند كه جعفر بن ابى طالب و ياران او از حبشه آمده‌اند ، حضرت فرمود : امروز دو خوشحالي به من رسيده ، يكى فتح خيبر و ديگرى آمدن جعفر بن ابى طالب . ( 2 ) جابر گويد : هنگامى كه جعفر بن ابى طالب از حبشه وارد شدند ، پيغمبر از وى استقبال كردند ، چون چشم جعفر بر آن جناب افتاد براى تعظيم و تكريم از رسول اللَّه با يك پاى خود به طرف آن جناب حركت كرد ، و پيغمبر هم از پيشانى وى بوسيد . ( 3 ) حضرت باقر عليه السّلام فرمود : پيغمبر به استقبال جعفر رفتند و چون به او رسيدند