( 1 ) زراره گويد : حضرت باقر عليه السّلام فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام به طرف حصن يهودان پيش رفتند ، و آنان در قلعه را به روى آن جناب بسته بودند ، علي عليه السّلام در حصار را از جاى كندند ، و براى خود سپر قرار دادند ، و بعد او را پشت گرفتند تا مسلمانها از روى آن عبور كنند .
حضرت باقر سلام اللَّه عليه فرمود : به خداوند قسم علي بن ابى طالب از سنگينى در كه به پشت آن جناب فشار آورده بود عبور و مرور مردم را احساس نميكرد پس از اينكه مسلمين از روى در عبور كردند و داخل قلعه شدند امير المؤمنين عليه السّلام در را دور انداخت ، و در اين وقت به حضرت رسول عليه السّلام مژده آوردند كه علي بن ابى طالب قلعههاى يهوديان را گشود و اينك داخل حصن شده است .
در اين هنگام حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله به طرف حصار تشريف فرما شدند علي بن ابى طالب از آن جناب استقبال كرد ، پيغمبر فرمود : كارهاى پسنديدهء شما را به من رسانيدند ، اينك خداوند و من از شما راضى هستيم ، هنگامى كه امير المؤمنين اين سخن را شنيدند گريه كردند ، پيغمبر فرمود : چرا گريه ميكنى ؟ عرض كرد :
از رضايت خدا و رسول گريه شوق مرا فرا گرفته است و خوشوقت هستم كه عمل من در پيشگاه پروردگار مورد قبول واقع گرديده .
علي بن ابى طالب عليه السّلام در جنگ خيبر صفيه دختر حيى بن اخطب را به اسارت گرفتند ، و او را به بلال حبشي سپردند و فرمودند : صفيه را خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ببريد تا در بارهء وى تصميم بگيرد ، بلال صفيه را از ميدان جنگ و كنار كشتهها عبور داد ، هنگامى كه چشم او به كشتهشدگان افتاد از فرط اندوه نزديك شد قالب تهى كند ، پيغمبر به بلال فرمود : مگر رحم در دل شما نبود كه صفيه را از ميدان جنگ عبور دادى ؟ ! ، پس از اين پيغمبر صفيه را آزاد كرد و سپس با وى ازدواج نمود .
ابان گويد : هنگامى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از امر خيبر فارغ شدند ، پرچمى را برافراشتند تا عدهاى را براى تصرف باغهاى فدك بفرستند ، پس از عقد لواء فرمود :
كدام يك از شما حاضريد اين پرچم را در دست گيريد و مأموريت را به خوبى انجام
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٤٦