( 1 )
40 - غزوهء موته :
( 2 ) حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله در سال هشتم لشكر بزرگى را تجهيز كرده و به طرف « مؤته » فرستاد ، امارت اين لشكر را به عهدهء زيد بن حارثه گذاشته و فرمود : اگر وى را آسيبى رسيد فرماندهى لشكر در اختيار جعفر بن ابى طالب باشد ، و اگر او هم كشته شد ، عبد اللَّه بن رواحه رياست مسلمين را تحت نظر بگيرد ، و اگر او هم از بين رفت مسلمانان يكى از ميان خود را براى پرچمدارى اختيار نمايند .
( 3 ) در روايت ابان بن عثمان از حضرت صادق عليه السّلام آمده كه پيغمبر ابتداء جعفر بن ابى طالب را برياست لشكر برگزيد ، بعد از آن زيد و عبد اللَّه بن رواحه را براى پرچمدارى اختيار كردند ، مسلمين به طرف موته حركت كردند و در محلى بنام « معان » فرود آمدند ، در اين هنگام خبر رسيد هرقل پادشاه روم با صد هزار نفر رومى و صد هزار عرب زبان در « مآرب » اجتماع كرده است .
( 4 ) در كتاب ابان بن عثمان ذكر شده كه مسلمين از كثرة كفار عرب و عجم و اجتماع مشركين در « مشارف » شام مطلع شدند ، و پس از اينكه دو روز در « معان » توقف كردند ، و بعد از مشورت با يك ديگر گفتند : لازم است حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را از زيادى دشمن مطلع كنيم ، تا وى رأى خود را در اين باره اظهار نمايد .
عبد اللَّه بن رواحه گفت : جنگيدن ما با كفار براى كثرت آنان نيست و ما از نظر مذهبى و ديني با آنها مخالفت داريم و از اين جهت با آنان جنگ ميكنيم ، و لذا از كثرت عدد كفار هم باكى نداريم ، مسلمانان گفتند : نظريهء شما درست است و ما با مشركين خواهيم جنگيد ، در اين هنگام مسلمين آمادهء جنگ شدند ، و به طرف « جموع » در ناحيه روم پيش رفتند .
عدد مسلمين در اين جنگ سه هزار بود و آنان ابتداء در يكى از دهكدههاى « بلقاء » كه او را « شرف » ميگفتند فرود آمدند ، و از آنجا به قريهء « مؤته » در منطقهء « احساء » رفتند .
( 5 ) بخارى از انس بن مالك روايت مىكند كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله خبر شهادت