وقت حضرت با دست خود محل نزاع را پاك نمود .
( 1 ) پس از اين جريان فرمود : يا على در آيندهء نزديكى شما هم مانند من گرفتار اين گونه مطالب خواهى شد ، و از روى ناراحتى و ناچارى بپيشنهاد آنان تن ميدهى ، بعد از اين عهد نامه را نوشتند و متن آن بقرار ذيل بود :
محمد بن عبد اللَّه بن عبد المطلب از طرف مسلمين ، و سهيل بن عمرو از طرف اهل مكه معاهده بستند كه با يك ديگر بموارد ذيل عمل كنند :
اول - از جنگيدن با همديگر خوددارى كنند ، و يك ديگر را فريب ندهند دوم - موضوع عقيده بدين و مذهب آزاد باشد ، و هر كس به هر مذهبى كه ميل دارد عمل كند .
سوم - مسلمانان مكه در اظهار مذهب خود آزاد باشند ، و فرائض مذهبى خود را آزادانه انجام دهند .
چهارم - محمد مجاز است كه در سال آينده مدت سه روز به مكه بيايد و همهء قريش از آنجا خارج شوند جز يك نفر كه با محمد و اصحاب او در مكه خواهند ماند پنجم - هر كس از قريش به محمد و اصحاب او ملحق شد بايد او را بقريش برگردانند .
ششم - و هر كس از اصحاب محمد به طرف قريش رفت آنان حق دارند وى را بر نگردانند حضرت رسول فرمود : كسى كه پس از شنيدن كلمات من به طرف شما بيايد من بوى احتياجى ندارم .
هفتم - قريش حق ندارند به دشمنان محمد كمك كنند و به آنان اسلحه و نفرات بدهند پس از اين جريان ابو جندل پسر سهيل بن عمرو آمد و در خدمت حضرت رسول نشست پدرش گفت : او را به من برگردانيد مسلمين گفتند : ما او را بر نميگردانيم ، پيغمبر دست او را گرفت و فرمود : خداوندا اگر ابو جندل در گفتار خود صادق است وى را نجات بده بعد روى خود را به طرف مسلمانها كرد و گفت : بر ابو جندل باكى نيست وى نزد پدر و مادرش ميرود ، من تصميم دارم به اين قرارداد عمل كنم پس از عهد
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٤٢