تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
فعن لنا سرب كان نعاجه * عذارى دوار في ملاء مذيل . . . [ 3 ]
( تاج العروس )

ربه ( الربة ) :

همان « لات » است ، و حديث عروة پسر مسعود ثقفى ناظر به اوست كه چون إسلام آورد ، و به خانواده‌اش بازگشت چون وارد خانه شد ، قوم ورودش را به خانه پيش از آنكه گرد « ربه » ( يعنى : لات ) بگردد ، منكر شمردند . بت مذكور پارچه سنگى ( صخره ) بود كه قبيلهء « ثقيف » در « طائف » آن را مىپرستيدند ، و در داستان مربوط به وفد ثقيف آمده است كه ايشان را خانه‌اى بود ، به نام « ربه » يعنى : آن خانه را ربه مىناميدند ) ، و آن را همدوش خانهء كعبه مىشمردند ، و پس از آنكه مسلمان شدند ، « مغيره » آن را درهم كوبيد .

ربه ( الربة ) :

كعبه‌اى بود شش گوش در نجران از آن قبيلهء مذجح ، و بنى الحرث پسر كعب . ( تاج العروس و نهايهء ابن اثير )

ذو الرجل :

بتى بود در ناحيهء حجاز . ( تاج العروس )

زور ( الزور ) :

هر آنچه بنام « رب » جز خداى تعالى پرستش مىشد زور ( با راء ) و زون ( با نون ) ناميده مىشد . ابو سعيد گويد : زون ( صنم ) يعنى بت . و ابو عبيده گفته است هر چه جز خداى تعالى
هامش
[ 3 ] ترجمهء بيت بالا چنين است : « پس آشكار شد پيشاپيش ما گله‌اى از گاوان وحشى كه گوى مادگان آنها دختركانى بكر و دست نخورده بودند كه در بالاپوشهاى بلند گرداگرد بت دوار ( طواف مىكنند و مىگردند ) . »