بودند از آن « منذر اكبر » كه آن دو را در دروازهء حيره نصب كرده بود تا هر كس وارد حيره مىشد آن دو را سجده كند ( براى آزمودن فرمانبر دارى واردان ) ( تاج العروس )
طاغوت ( الطاغوت ) :
لات ، و عزى و ديگر بتان و هر چه جز خداى تعالى پرستش مىشد ، و شيطان ، و كاهن ، و هر رئيس گمراهى به اين نام خوانده مىشد . طاغوت بر بت اطلاق مىشود ، و هر چه پرستش آن مورد پسند عرب جاهلى بود « طاغيه » ناميده مىشد مثلا مىگفتند :
« طاغيهء دوس » و « طاغيهء خثعم » يعنى : بت ايشان و معبود ايشان .
و بتكدهها را « طواغيت » مىخواندند . ( تاج العروس )
عبعب ( العبعب ) :
بتى بود از آن قضاعه و همسايگان ايشان ، و گاهى با غين معجمه ( غبغب ) خوانده مىشد ، و چه بسا كه عبعب را بر بتكده اطلاق مىكردند . ( تاج العروس )
عتر ( العتر ) :
بتى بود كه گوسفند براى او قرباني مىشد . زهير گويد :
فزل عنها و أوفى رأس مرقبة * كناصب العتر دمى رأسه النسك [ 5 ]
( تاج العروس )
عوض :
نام بتى بود از آن بكر پسر وائل ، و پسر كلبى اين بيت اعشى را به اين بت تفسير كرده است :
هامش
[ 5 ] ترجمهء اين بيت چنين است :
« پس از آن لغزيد و رسيد به قله كمينگاهى مانند به پا دارندهء عتر كه سرش را خون قرباني سرخ فام ( خونين ) كرده باشد . »