تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢

اشهل ( الأشهل ) :

بتى است ، و از او گرفته شده است نام « بنو عبد الأشهل » كه نام قبيله‌اى از عرب است . ( تاج العروس )

الاهه : « الالاهة ) :

بتانى بودند . در ساير نسخه‌هاى قاموس الاهه ضبط است ، ولى صحيح آن در اين معنى « آلهه » به صيغهء جمع است ، و بر همين وجه است قرائت قول خداى تعالى : وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ 7 : 127 . . . ( تاج العروس )

أوال :

نام بتى است از آن بكر و تغلب دو پسر وائل . ( تاج العروس )

بجه ( البجة ) :

ا بتى بود كه پاره‌اى از تازيان او را مىپرستيدند . ( تاج العروس )

بس :

خانه‌اى بود از آن غطفان ، و آن را ظالم پسر اسعد بنا نهاد . ظالم چون ديد كه قريش گرد كعبه طواف مىكنند ، و سعى بين صفا و مروه را بجاى مىآورند ، خانهء كعبه را اندازه گرفت و سنگى از صفا و سنگى از مروه را بر گرفت و به سوى قوم خويش باز گشت ، و در آنجا خانه‌اى بر اندازهء خانهء كعبه بساخت ، و آن دو سنگ را كه همراه آورده بود به جاى صفا و مروه گرفت و بدين ترتيب از گزاردن حج در مكة ، خود را بى نياز ساخت ، اما زهير پسر جناب كلبى بر او و قبيله‌اش غارت برد و ظالم را بكشت و بنايش را منهدم كرد . ( تاج العروس )

بعل :

اسم بتى است كه از طلا ساخته بود ، از آن قوم الياس ، و صواب