تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

جريش :

بر وزن زبير ، بتى بود در دورهء جاهلى . اين است آنچه در همهء نسخ قاموس ضبط شده است ، و اين غلط مىنمايد ، و درستش جريش ( بر وزن امير ) مىباشد آنطور كه صاغانى و حافظ ضبط كرده‌اند ، و حافظ بر آن افزوده و گفته است كه « عبد جريش » پدر « عبد قيس » منسوب به همين بت است . . . ( تاج العروس )

جلسد ( الجلسد ) :

اسم بتى است كه در جاهليت مىپرستيدند . « جوهرى » اين كلمه را در ترجمهء « جسد » آورده است به اين معنى كه « لام » زايد است . شاعر گويد :
فبات يجتاب شقارى كما * بيقر من يمشى إلى الجلسد [ 2 ]

جهاز :

بتى بود از آن هوازن . ( تاج العروس )

دار ( الدار ) :

بتى بود كه به نام او « عبد الدار » پسر قصى پسر كلاب كه خود پدر تيره‌اى از تازيان بود ، ناميده شد . ( تاج العروس )

دوار ( الدوار ) :

اسم بتى است كه برخى از تازيان آن را به پا داشته بودند و گرد آن مىگشتند و ناظر به اوست اين بيت امرئ القيس :
هامش
[ 2 ] ترجمهء بيت بالا چنين است : « پس شب را به روز آورد در پيمودن چمن زارى شقارى ، آنچنانكه متكبرانه راه مىپيمايد كسى كه به سوى بت جلسد مىرود . »