( 789 ) ( سوم ) دو تركيب غيرمنتج ديگر در جائى است كه جزء اول قياس منفصلهء مانعة الخلو باشد و در حمليه حكم به وضع مقدم يا تالى شده باشد . اين تركيب نيز منتج نيست . زيرا قضيهء مانعة الخلو در جائى است كه رفع هردو جايز نبوده و اجتماع آنها جايز باشد . و در اين صورت وجود هيچيك نه مثبت وجود ديگرى و نه مثبت عدم آن مىباشد .
شرايط صحت قياسهاى استثنائى
( 790 ) در قياسهاى استثنائى چند شرط بايستى رعايت شود :
( شرط اول ) اگر مقدمهء اول شرطيهء متصله باشد بايستى موجبه باشد . زيرا تا بين مقدم و تالى ملازمه موجود نباشد از وجود يا عدم يكى وجود يا عدم ديگرى ثابت نميشود . و اگر سالبه باشد حكم برفع ملازمه و اتصال شده است و منتج نميباشد .
گاهى مفاد سالبه با موجبه يكى بوده و در اين صورت جايز است متصلهء سالبه بجاى موجبه به كار آيد .
مثال
هرگاه انسان در حال نويسندگى باشد . دستش ساكن نخواهد بود زيد در حال نويسندگى مىباشد .
دست او ساكن نيست .
در اينمورد قضيهء سالبه در حكم موجبه است زيرا معنى دستش