يكى از فصول آن نوع را از نوع مباين سلب نمائيم در يك مورد حق ايجاب و در جاى ديگر سلب است .
مثلا اگر بگوئيم هيچ انسانى اسب نيست . و هيچ انسانى صاهل نيست . نتيجهء صحيح ايجاب است و بايستى بگوئيم : بعضى از اسبها صاهل هستند .
بار ديگر اگر بگوئيم هيچ انسانى اسب نيست . و هيچ انسانى پرنده نيست نتيجه صحيح سلب است و بايستى بگوئيم بعضى از اسبها پرنده نيستند .
( 683 ) فرض دوم آنست كه صغرى سالبه و كبرى موجبه باشد باز هم در نتيجه اختلاف حاصل مىشود :
مثلا اگر يكى از دو نوع را از نوع ديگر سلب نمائيم و فصل آن نوع را بر خودش حمل كنيم در موارد مختلف گاهى نتيجه موجبه و گاهى سالبه است .
مثل اينكه يكبار بگوئيم : هيچ انسانى اسب نيست و همهء انسان ها ناطقند . نتيجهء صحيح سلب است و بايستى بگوئيم بعضى اسبها ناطق نيستند .
لكن اگر بگوئيم : هيچ انسانى اسب نيست و همهء انسانها حساس هستند . نتيجه صحيح ايجاب است و بايستى بگوئيم : بعضى اسبها حساس هستند .
و از اينجا ثابت مىشود كه صغرى هميشه بايستى موجبه باشد
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٤٦٥