دارند ليكن هرگاه از جهت كميت يكسان باشند بين آنها تناقضى نيست زيرا در بعضى از موارد ملاحظه مىشود كه هردو صادق و گاهى هردو كاذب هستند به اين جهت تعريف متناقضان بر آنها منطبق نميگردد .
مثلا :
( 429 ) در جائى كه موضوع اعم از محمول بوده و هردو قضيه را كلى بياوريم هردو كاذب ميباشند و اگر هردو را جزئى بياوريم در صدق جمع ميشوند . مثل آنكه اگر بگوئيم همهء حيوانها انسانند . و هيچ حيوانى انسان نيست . اين دو قضيه كلى و هردو كاذب ميباشند و حال آنكه يكى از متناقضين بايستى صادق باشد .
و اگر موضوع هردو قضيه را جزئى قرار داده و بگوئيم بعضى از حيوانها انسانند . و بعضى از حيوانها انسان نيستند هردو قضيه صادق ميباشند و بين آنها تناقضى نيست .
و در صورتى بين آنها تناقض بوجود مىآيد كه بگوئيم همهء حيوانها انسان هستند و بعضى از حيوانها انسان نيستند . بين اين دو قضيه تناقض موجود است و در هرموردى چنين باشد مسلما تناقض يافت مىشود .
( 430 ) در اينجا اشكالى پيش مىآيد كه بين دو قضيهء محصورهء جزئيه از اين جهت تناقض نيست كه موضوع در هريك غير از موضوع ديگرى مىباشد زيرا آن بعض و قسمتى از حيوان كه موضوع قضيهء اول است غير از آن بعض و قسمتى است كه موضوع قضيهء دوم است .
بنابراين شرط اتحاد موضوع شامل اينمورد هم مىشود و شرط اختلاف
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٤٥