بقيه بعدا بوجود آيند مثل هرانسانى متفكر است . هرآتشى سوزان است . اين احكام شامل همهء افراد گذشته و موجود بالفعل و آينده مىشوند .
در قضيه حقيقيه ظرف حكم خارج است و موضوع حكم شامل افراد خارجى و ذهنى هردو مىشود .
موضوع موجبه اخص از سالبه است
( 224 ) معنى اين جمله كه موضوع موجبه اخص از سالبه است اين نيست كه سالبه وجود موضوع نمىخواهد بلكه مقصود آنست كه سالبه از جهت سلب ، وجود موضوع نمىخواهد هرچند از جهت اصل حكم ، چنان كه بيان شد وجود موضوع برايش لازم است . از جهت سلب براى سالبه وجود موضوع لازم نيست به بيانيكه قبلا توضيح داده شد .
سالبه و موجبه بحسب اتفاق از جهت احتياج بوجود موضوع مساوى مىباشند
( 225 ) معنى اتفاق آنست كه علّت وجود موضوع در هردو مورد يك چيز نيست سالبه از جهت « مطلق حكم » چنان كه در اول بيان شد بوجود موضوع احتياج دارد و موجبه از جهت « ايجاب حكم » بوجود موضوع محتاج است ، و سلب از جهت آنكه سلب است وجود موضوع نمىخواهد زيرا محمولى بموضوعى نپيوسته و چيزى براى چيزى ثابت نشده است تا مثبت له بخواهد . و هردو امرى كه در يك خاصيت شريك باشند و علّت اشتراك آنها در آن خاصيّت يك چيز نباشد ،