جزء شرطيه واقع شدهاند بمنزلهء دو مفرد ميباشند زيرا وقتى ميگوئيم هرعددى زوج و يا فرد است مثل آنست كه گفته باشيم هيچ عدد زوجى فرد نخواهد بود .
( 172 ) در اينجا اشكالى به نظر ميرسد كه اجزاء شرطيه در حكم دو مفرد هستند پس چه تفاوتى با حمليه خواهند داشت زيرا گاهى اجزاء حمليه مفرد حقيقى نيستند و مفرد حكمى هستند . ليكن تفاوت بين دو مورد از اين جهت است كه حمليه تا وقتى كه جزء شرطيه است در حكم مفرد است و بمحض اينكه تعليق برداشته شد فورا حمليهء منجز مىشود و به حالت اولى كه داشته عود مىكند و به اين جهت ميگويند شرطيه به دو حمليه انحلال مىيابد . زيرا تا وقتى جزء شرطيه است در حكم مفرد است و بمحض اينكه انحلال يافت فورا حمليه مىشود . ليكن اجزاء مفرد حكمى كه در حمليه واقع ميشوند حالات يك حقيقت را ميرسانند و در حكم واحد ميباشند .
اقسام شرطيه
( 173 ) شرطيه از دو جهت مختلف قابل تقسيم است . زيرا مفاد شرطيه ربط بين دو حكم يا تعليق يك حكم بر حكم ديگر است و تعليق بمعنى حكم بلزوم است . بنابراين شرطيه يك بار از جهت متعلق حكم و بار ديگر از جهت نوع لزوم تقسيم مىشود : شرطيه از جهت متعلق حكم بمتصله و منفصله . و از جهت نوع لزوم باتفاقيه و لزوميه منقسم ميگردد .
( تقسيم اول ) از جهت متعلق حكم ، شرطيه بر دو قسم است : متصله و منفصله .