مشتمل بر ذاتيات ماهيت باشد و حكايت از اجزاء ذات كند .
در باب برهان دو معنى ديگر دارد يكى مفرداتيكه مقدمات برهان از آنها تركيب مىشود كه حد اصغر و حد اوسط و اكبر باشد .
و ديگرى خصوص اوسط است كه علت ذاتى مىباشد .
معنى مشاركت حد و برهان آنست كه يك چيز هم براى تعريف و نيز براى بيان علت و اثبات چيزى آورده شود و علت ذاتى شيىء معرف آن گردد .
حد و برهان از اينجهت در حدود مشترك هستند كه علت ذاتى ماهيت با ذاتياتش يكى بوده و مغايرت آنها اعتبارى است . و باينجهت حكما گفتهاند هرچيزيكه حد نداشته باشد براى اثبات وجودش برهان نميتوان آورد « 1 » . و باز گفتهاند چيزهائى كه سبب دارند شناخته نميشوند مگر بتوسط شناختن اسبابشان « 2 » .
در همين نزديكى بيان شد ( شماره 119 ) كه ماهيات بر دو قسمند :
ماهيات حقيقيه و غيرحقيقيه .
ماهيات حقيقيه ( ذوات الماهيات ) داراى دو نوع علتند : يكى علل قوام ماهيت و ديگرى علل وجود آن . علت مادى و صورى ماهيات اجناس و فصول آنها مىباشد و تحصل نوع بستگى به آنها دارد . و وجود اين گونه ماهيات بعلل وجودى مربوط است .
مركبات حقيقيه را اگر بخواهيم از جهت ماهيتى و مفهومى
هامش
( 1 ) ما لا حد له لا برهان عليه .
( 2 ) ذوات الاسباب لا تعرف الا بأسبابها .