تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
كه اثر بخشيدنش مشروط بهمراهى و مشاركت چيز ديگر در منشائيت اثر است . مثلا كتاب نسبت بدانا شدن شاگرد علت بالعرض است زيرا وقتى موجب دانائى شاگرد مىشود كه شرايط بسيار ديگرى كه از جمله معلم است به آن ضميمه شود و معلم نيز در اين حكم است و اينها را علل ناقصه و معدات ميگويند . علل صورى و غائى و قابلى نيز گاهى بالذات و گاهى بالعرض ميباشند . علت بالذات غير از علت تامه و اخص از آن است زيرا علت تامه مجموع چهار علت است در صورتى كه همگى بالذات باشند و مانعى هم براى هيچيك نباشد و باينجهت معلول هميشه با آن همراه است و از يكديگر جدائى ندارند . بخلاف علت بالذات كه بواسطه وجود مانع يا نبودن علل ديگر بلااثر ميماند . مثلا آتش كه فاعل بالذات است رطوبت مانع از سوزندگى آن مىشود يا بواسطهء نبودن مادهء سوختنى يا شرايط ديگر اثرى از آن ظاهر نميشود . توضيحيكه درباره فاعل بالذات داده شد مطابق با ظواهر امر و نظر عوام است . ليكن با نظر دقيق علل طبيعى و مادى همگى علت بالعرض هستند و علت بالذات كه مشروط به هيچ قيد و شرطى نيست علل مجرده بلكه تنها واجب الوجود است . همچنانكه حكما گفته‌اند لا مؤثر في الوجود الا اللّه .

معانى كلمهء حد

( 126 / 2 ) كلمهء حد در باب ايساغوجى و باب برهان بسه معنى مختلف استعمال مىشود : معنى حد در باب ايساغوجى معرّفى است كه