نوع اگر از جنس و فصل قريب تركيب شده باشد و افراد مندرج در آن اختلاف ذاتى نداشته باشند نوع حقيقى است . و اگر از تركيب جنس متوسط يا عالى با فصل بعيد تحصل يافته باشد نوع اضافى مىباشد .
از اينجا دانسته مىشود كه اطلاق كلمهء نوع بر نوع حقيقى و اضافى بطور اشتراك لفظى نيست زيرا مفهوم هردو يكى است و ميتوان گفت مفهوم نوع مقول بتشكيك است . مصداق كاملش نوع حقيقى است و نوع اضافى صنف مادون آنست .
جنس با نوع اضافى مغايرت كلى دارد زيرا در شماره 79 بيان خواهد شد كه فصل داخل در جنس نيست و نوع چه حقيقى باشد يا اضافى مشتمل بر جنس و فصل است . مثلا حيوان داراى دو اعتبار است : به اعتبار اينكه جسم نامى با فصل حساس تركيب گرديده و تحصل نوعى يافته است جنس نيست بلكه فقط نوع اضافى است و باعتبار اينكه مفهومى است مبهم و مردد بين انواع خود به اين اعتبار مشتمل بر فصل حساس نيست و جنس مىباشد و مؤيد اين مطلب آنست كه در كتب منطق تصريح شده است كه جنس مشتمل بر فصل بعيد نيست .
بنابراين نوع اضافى هيچگاه جنس نيست و جنس نوع نميگردد و فقط بين آنها مشابهت لفظى موجود است .
مصنف كتاب ما هم كه گفته است « نوعيكه مندرج در جنس است نوع اضافى مىباشد » همين معنى را در نظر داشته و اشكالى بر گفتار او وارد نيست تحقيق بيشتر دنبالهء عرض خاص خواهد آمد .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٨٨