و تمام ذات پرويز و حسن و تقى چيست گفته مىشود انسان هستند و انسان نوع آنها مىباشد . به همين جهت براى تعريف آن گفتهاند « نوع عبارتست از آن كلى كه هرگاه از حقيقت اشياء متعدديكه يك طبيعت و ماهيت دارند بپرسند آن كلى در جواب گفته شود » .
قيد حقيقى را از آنجهت بدنبالهء نوع افزودهاند كه با نوع اضافى تميز داده شود .
تعريف نوع اضافى
( 74 ) قبلا گفته شد كه جزئى بطور اشتراك لفظى به دو معنى مختلف مىآيد كه يكى را جزئى حقيقى و ديگرى را جزئى اضافى مينامند . نوع نيز همچنان دو معنى دارد معنى اولش همان بود كه تعريف شد و نوع حقيقى نامداشت . معنى ديگرش آنست كه نوع اضافى ناميده مىشود .
مصنف كتاب ما در لمعهء هشتم نوع اضافى را اين گونه تعريف نموده كه نوعيكه مندرج در جنس است نوع اضافى مىباشد . اين تعريف خالى از مسامحه نيست زيرا نوع اضافى گاهى همان نوع حقيقى و گاهى جنس است و جملهء نوعيكه تحت جنس قرار گرفته باشد فقط بر قسمى صادق است كه همان نوع حقيقى باشد و بر قسم ديگريكه با جنس يكى است يعنى انواع متوسطه و نوع عالى صادق نيست .
ديگران گفتهاند نوع اضافى آن كلى است كه هرگاه حقيقتى را با غيرضميمه كنند و از حقيقت آنها بپرسند جنس در جواب گفته شود . اين تعريف نيز چندان پسنديده نيست . و بهتر آنست كه بگوئيم :