بخلاف قسم سابق كه ممكن است كريم و شجاع براى شخصى اسم گذاشته شده باشند كه كرم و شجاعت در آنها وجود نداشته باشد .
و وقتى كه كلمهء حيوان ناطق را بعنوان علم شخصى به كار ميبريم ذات و شخصيت او مراد است نه انسانيت او . صورت اخير فاقد يك شرط است و آن قصد نشدن حيوانيت است .
بعضى اقسام چهارگانهء مفرد را چنين بشمار آوردهاند :
1 - در صورتى كه لفظ جزء نداشته باشد .
2 - جائى كه معنى بسيط و بدون جزء باشد .
3 - لفظ و معنى هردو جزء داشته باشند ولى جزء لفظ بر جزء معنى دلالت نكند .
4 - با وجود دلالت ، جزء معنى قصد نشده باشد .
اين همه مطالب مبسوط كه در مورد لفظ مفرد و مركّب گفتهاند وافى باصل مقصود نيست و عبارت شيخ ابن سينا از همه وافىتر است « 1 » :
( 15 / 2 ) بهتر آنست كه گفته شود مفرد لفظى است كه داراى معنى بسيط و بدون جزء باشد و مركب لفظى است كه معنى آن داراى جزء باشد . اين تعريف كاملا مطلب را مىرساند زيرا ( اولا ) مقصود از بساطت معنى بساطت حقيقى نيست و مقصود آنست كه جهت وحدت در آن ملاحظه شده باشد چه داراى اجزاء باشد يا نباشد . زيرا وقتى لفظ تهران براى شهر معينى نامگذارى مىشود با آنكه شهر داراى هزارگونه اجزاء و قسمتهاى مختلف است در عين حال معنى تهران
هامش
( 1 ) منطق اشارات صفحه 31 .