فصل 6 : گفتارى كه مسافر هنگام خوابيدن جهت رسيدن به عنايت كامل حق مىخواند و باعث فزونى خوش بختى و تن درستى مىگردد
چون از خوابيدن مسافر سخن گفتيم - و بدون شك سلامت ماندن او و كالايش نيازمند پاس دارى توانا و زبر دست است كه بيدار باشد - بايد پارهاى از آن چه را در اين مورد مىدانيم ياد آور شويم ؛ إن شاء اللَّه المؤمنين . بنا بر اين ، مقدارى از مطالبى را كه در كتاب « فلاح السّائل » در بحث مربوط به وقت خوابيدن ، متذكّر شديم ، اين جا نقل مىكنيم .
« خواب ، مرگ بيدارى و آسودگى اعضاى ظاهرى از تلاش و پاى دارى زندگى است . خداوند بزرگ فرموده است : ( و اوست كه در شب شما را مىميراند و دست آوردهاى شما را در روز مىداند و سپس شما را در آن بر انگيزاند ) « 1 » . خداى بزرگ در اين آيه ، خواب را مرگ و بيدارى را برانگيخته شدن و زندگى خوانده است و مىدانيم شخص خوابيده ، مانند كور و كر و گنگ و شخص همواره بيمار مىشود . همهى اعضا در كالبد او حسّ خود را از دست مىدهند و در حالت خواب قادر نيست از موهبت عقل ، جهت تقرّب به دانندهى نهانها بهرهبردارى كند . كسى كه خوابيده مثل آن است كه از زن و فرزند و مال و نيازها و كارهاى ضرورى و ما يحتاج خود دست برداشته و آنها را به دور افكنده است و توان نگه دارى هيچ يك از خواستهها و مقاصد خود را - كه در بيدارى بر مواظبت آن كوشا بود - ندارد و اگر بخواهد با قفلها و
هامش
( 1 ) أنعام ( 6 ) : 61 :وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ. . . .