چارهجويىهايى مانند آن از تباه گرديدن آنها جلوگيرى كند ، امكان ندارد ؛ زيرا در طول وقت خواب هر لحظه ممكن است اتّفاقى بيفتد كه هيچ پيش بينى نمىكرد . بنا بر اين براى آدم خفته حادثههاى ناگوارى پيش مىآيد و در زير بار آسيبهاى بهتآور و گيجكنندهاى قرار مىگيرد . حال چه كسى به او توان مىدهد كه سلامت خود را در وقت بيدارى جمع كند و چه كسى اعضايش را مجدّدا به سلامت كامل بر مىگرداند و امور سخت و بسيار دشوارش را بر طبق ارادهى قوى برايش حفظ مىكند ، جز خداوند بزرگ يكتا ؟ » « 1 » پس شايسته است از هر آن چه موجب خشم الهى بر وى مىگردد ، توبه كند و اگر نفسش بر توبه كردن با او هم آهنگى نمىكند و بر مسلّط شدن سنگ دلى بر او و بر نافرمانى و سركشى از دستورهاى خدا پافشارى مىورزد ، بايد از خداوند براى خويش عفو بخواهد كه در وقت خوابيدن چارهاى نيست از اين كه بايد كارى براى رضاى خدا انجام دهد ؛ چون اگر خدا بر او خشمگين باشد و او هم غضب خدا را سبك شمرد و به آن توجّه نكند ، بر تباهى روان و دلش و هر چه برايش ارزشمند است ، كمك كرده و در موقعيّتى قرار گرفته است كه سزاوار است خود و ديگران بر وى بگريند .
همچنين اگر به سبب آلودگى به جنايات و معاصى آن قدر خوار گشته است كه در خواست بخشايش و آمرزش برايش روا نيست ، پس بايد خود را تسليم خداوند كند ؛ هم چون كسى كه وقتى مىبيند قاتلى را به انتقام مقتول مىخواهند بكشند ، دلش مىسوزد و خود را به جاى قاتل تسليم مىكند . در آن صورت از رحمت خدا - كه همه چيز را فرا گرفته است - به دور نيست كه به او مهر ورزد و او را ببخشايد و در هنگام خوابش وى را نگهدار باشد و سرمايههاى وقت بيدارى را به او برگرداند .
نيز بايد خودش و هر كس و هر چيز كه برايش ارزشمند است ، به خداى
هامش
( 1 ) فلاح السّائل : 271 ، با اختلافات .