تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب سفر در فرهنگ نيايش ( الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
حضرت و شناخت كردار ايشان است . در يكى از كتب تاريخ سفرهاى آن حضرت ديدم : پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم به دنبال گروهى از اهل كتاب - كه هنوز در پناه مسلمانان نيامده بودند - حركت كرد . زن تازه ازدواج كرده‌اى را به اسارت گرفت . در حين بازگشت شب را در راه خوابيد و به عمّار ياسر و عبّاد بن بشر فرمود كه از وى نگهبانى كنند . اين دو تن ساعات شب را بين خود تقسيم كردند ، بنا بر آن شد كه در نيمه‌ى اوّل شب عبّاد و در نيمه‌ى دوم عمّار بيدار بماند و كشيك بكشد . بنا بر توافق ، عمّار خوابيد و عبّاد هم مشغول خواندن نماز شد . شوهر يهودى آن زن به دنبال همسرش آنان را تعقيب مىكرد و منتظر فرصتى بود تا پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را به قتل برساند . او عبّاد را - كه در حال نماز بود - ديد ؛ امّا در تاريكى شب نمىدانست كه آيا آن درخت است يا تپه يا اسب يا آدمى . لذا تيرى به سوى او روان ساخت كه به وى اصابت كرد ؛ ولى عبّاد نماز را قطع نكرد . تير دوم هم به او برخورد كرد ؛ امّا به نماز ادامه داد . وقتى سومين تير به او خورد ، نماز را زودتر به پايان رساند و عمّار را بيدار كرد . عمّار - كه تيرها را در بدن عبّاد ديد - با تندى به او گفت : چرا در موقعى كه نخستين تير به تو رسيد ، مرا بيدار نكردى ؟ گفت : تازه خواندن سوره‌ى كهف را شروع كرده بودم . نخواستم آن را رها سازم و اگر ترس آن نبود كه دشمن بيايد و با كشتن من ، خود را به پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم برساند و با اين كار موجب تباه گشتن مرزى از سرحدّات مسلمانان شده باشم ، نماز را سبك نمىكردم ؛ و لو به كشتنم بينجامد . سپس به كمك هم دشمن را دفع كردند . « 1 » حافظ ابو نعيم در جزء دوم از كتاب « حلية الأولياء » ، به سند خود از حديث ابو ريحانه نقل مىكند كه گفت :
هامش
( 1 ) اين در غزوه‌ى ذات الرّقاع روايت شده است . اين حمله‌ى تنبيهى در پس اطّلاع از توطئه‌ى چند قبيله‌ى دشمن بود . رك . توتياى ديدگان : 271 - 272 .