فصل 4 : دعاهايى كه در ساعت حركت و هنگام رسيدن به آستانهى در ، جهت گشوده شدن درهاى دوستى خوانده مىشود
شايسته است مطالبى را كه در فصل سوم از بخش نخست ، در بارهى چگونگى نيّت ايراد كرديم ، به خاطر آورى كه گفتيم : رفتارت در سفر بايد موجب خشنودى خدا گردد و چنان با آرامش و متانت حركت كنى كه گويا پيش حاكم والامرتبهاى حركت مىكنى و دلت از جلال و شكوهش مالامال است و به رشتههاى مقدّس لطفش چنگ زدهاى و به بهرهى نعمتها و بزرگوارىهايش چشم دوختهاى و با عقل و خردت توجّهش را به خود حفظ مىكنى . پس حال اين مضمون يا عين آن چه روايت مىكنيم را سه بار تكرار مىكنى :
باللَّه أخرج و باللَّه أدخل و على اللَّه أتوكّل . اللّهمّ افتح لي في وجهي هذا بخير و اختم لي بخير و قني شرّ كلّ دابّة أنت
آخِذٌ بِناصِيَتِها ؛ إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
. « 1 »
به نام خدا بيرون شدم و به نام خدا داخل مىشوم و بر خدا توكّل مىكنم . پروردگارا ، در راهى كه پيش گرفتهام ، در نيكى را برايم بگشا و پايان كارم را نيك گردان و از گزند هر جانورى كه اختيارش در دست توست ، بازم دار . به درستى كه پروردگارم بر راه راست است .
هر كه با اخلاص اين را بگويد ، اميد است از خاصّان درگاه خدا گردد و از زمرهى كسانى شود كه پشيمان نشدنش تضمين شده است . « 2 »
هامش
( 1 ) برگرفته از سورهى هود عليه السّلام ( 11 ) : 57 .
( 2 ) مكارم الأخلاق : 247 ؛ كافى 2 : 332 .