سعد به عبد الرحمن گفت : « من از همهء انصار مالدارترم ، بيا و مال مرا دو نيم كن ؛ و دو زن دارم ، بيا و ببين كدامش را دوستتر مىدارى ، نامش را به من بگو . من او را طلاق مىدهم و آنگاه كه عدهاش پايان پذيرفت ، تو با او ازدواج كن . » اين نمونهء ايثارى است كه آن پيوند برادرى در پى داشت .
حقوق ناشى از اين پيوند ، در تقسيم ميراث ، تا هنگام جنگ بدر بر حقوق خويشاوندى مقدم بود . اما پس از آن وضعيت مسلمانان تثبيت شد و ارث بردن از طريق برادرى ملغى گرديد و به صاحبان رحم بازگشت .
اين پيوند برادرى ، مسلمانان را به وجودى يگانه مبدل ساخت كه مؤمن به يك عقيده بودند ، براى يك هدف مىكوشيدند و گوش به فرمان يك فرمانده داشتند . *
پيمانها و قراردادها « 1 » : رسول خدا ( ص ) با امضاى پيمانى ميان مسلمانان از يك سو
هامش
* - در اينجا بايد ياد آور شد كه شخص رسول خدا ( ص ) ، حضرت على ( ع ) را به برادرى برگزيد و فرمود : « تو در دنيا و آخرت برادر من هستى » . با توجه به شخصيت بر جستهء نظامى حضرت على ( ص ) مىتوان گفت كه پيامبر ( ص ) قائم مقام فرماندهى را نيز برگزيد . با اين توضيح كه بسيارى از گرههاى كور جنگ با دست تواناى امير المؤمنين ( ع ) گشوده مىشد . ( ر . ك . الصحيح ، ج 3 ، ص 345 . )
( 1 ) - متن پيمان : اين پيمانى است از سوى محمد پيامبر خدا كه ميان مؤمنان و مسلمانان قريش و مدينه و كسانى كه به ايشان ملحق شوند و از ايشان پيروى كنند و همراه ايشان جهاد كنند نوشته شده است . همگان در برابر مخالفان يك امت محسوب مىشوند . مهاجران قريش همچنان مستقل و عهدهدار كار خود هستند و بايد از عهدهء خونبهاى خود برآيند و فديهء اسيران را بپردازند و در ميان مؤمنان در كمال پسنديدگى و دادگرى رفتار كنند . ( آنگاه پس از ذكر نام قبايل مختلف فرموده است : ) مؤمنان بايد درماندگان و مستمندان را رها نكنند و به طور متعارف در مورد پرداخت خونبها يا فديهء اسير به آنان كمك و عطا كنند . هيچ كس نمىتواند با غلام يا فرزند مسلمانى بدون اذن ارباب و يا پدرش پيمان ببندد . همهء مؤمنان پرهيزگار بايد در قبال هر كس كه بخواهد ستم كند متحد و همدست باشند . همچنين در برابر هر كس كه براى ستم دسيسه كند يا بخواهد مرتكب گناه و ستم و تباهى ميان مؤمنان شود بايد همدست باشند و جلوگيرى كنند ، هر چند كه ستمگر پسر يكى از ايشان باشد . هيچ مؤمنى نبايد خون مؤمنى ديگر را در قبال خون كافرى بريزد و نبايد كافرى را بر ضد مؤمنى يارى دهد . پناه و ذمهء الهى يكى است و در مورد همگان يكسان است . هر كس از يهوديان كه از ما پيروى كند ، از كمك و نيكى و يارى ما برخوردار خواهد شد و با ما در زندگى مساوى خواهد بود ، بر آنان ستم نخواهد شد و بر ضد ايشان كسى را يارى نخواهيم داد . در عقد پيمان صلح مسلمانان با يكديگر متحدند و همهء قبايل يا افرادى كه همراه ما در جنگ شركت مىكنند ، بايد به نوبت عهدهدار جنگ شوند تا در مورد خونى كه در راه خدا ريخته مىشود مساوات رعايت شده باشد ، مؤمنان پرهيزكار بر نيكوترين و استوارترين شيوههاى هدايتند . هيچ مشركى ( از مدينه ) ، حق ندارد كه اموال يا جان مشركى از قريش را در پناه گيرد و مسلمانى را از دست يافتن بر آنان مانع گردد . و هر كس بىجهت مؤمنى را بكشد و قاتل بودن او ثابت شود « ادامه در صفحهء بعد » :