بعاث « 1 » در جنگ ميان اوس و خزرج در مدينهء منوّره كشته شد .
رسول خدا ( ص ) در موسم حج مىرفت و خود را به قبايل معرفى مىكرد . روزى هفت تن از مردان قبيلهء خزرج را در جايى به نام عقبه « 2 » ديدار و اسلام را بر آنان عرضه فرمود . آنان نيز پذيرفتند و حضرتش را تأييد كردند .
اين گروه هنگام بازگشت به مدينه ، جريان اسلام آوردنشان را براى قبيلهء خود نقل كردند و آنها را به اين دين خواندند و به اين ترتيب اسلام در مدينه انتشار يافت .
پس از گذشت يك سال ، دوازده نفر مرد در موسم حج به مكه رفتند و در عقبه با رسول خدا ( ص ) ديدار كردند . آنان با حضرتش پيمان بستند كه به خداى يگانه ايمان بياورند ، ملازم كارهاى نيك باشند و از تعصبهاى جاهليت دورى بجويند .
رسول خدا ( ص ) مصعب بن عمير « 3 » را به مدينهء منوره فرستاد تا وظيفهء تبليغ اسلام را به عهده بگيرد ، قرآن را بر آنها عرضه كند و با امور دينى آشنايشان سازد . به دنبال آن گروههاى بسيارى از مردم يثرب ( مدينه ) به دين اسلام در آمدند . « 4 »
بيعت عقبه ، نخستين موفقيت نظامى رسول خدا ( ص ) در بيرون مكه مكرمه بود . زيرا
هامش
( 1 ) - بعاث : محلى است در نواحى اطراف مدينه كه جنگ ميان اوس و خزرج در روزگار جاهليت در آنجا روى داد . ر . ك ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 223 .
( 2 ) - عقبه : كوهى بلند و صعب العبور در سر راه منى و مكه . ميان عقبه و مكه دو ميل راه است و امروزه در آنجا مسجدى بنا شده است ؛ و جمرهء عقبه از آنجا رمى مىشود . ر . ك . معجم البلدان ، ج 7 ، ص 191 - 192 .
( 3 ) - مصعب بن عمير بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار بن قصى بن كلاب عبدرى ، يكى از سابقين در اسلام وى هنگامى كه رسول خدا ( ص ) در خانهء ارقم بود اسلام آورد ، اما آن را از مادر و خويشاوندانش پنهان كرد . چون اين را دانستند مصعب را به زنجير بستند و تا هنگامى كه با شمارى از مهاجران به حبشه گريخت در زندان بود . سپس همراه كسانى كه از حبشه بازگشتند به مكه آمد . پس در پيمان عقبه پيامبر ( ص ) ، وى را به منظور آموزش دين به مردم مدينه با آنان همراه ساخت . در صحيح بخارى چنين آمده است : « اولين كسانى كه به مدينه نزد ما آمدند مصعب بن عمير و ابن ام مكتوم بودند » . او در جنگ بدر و سپس احد حضور يافت . وى كه در احد از پرچمداران سپاه اسلام بود ، به شهادت رسيد . او از برخوردارترين و خوش لباسترين جوانهايى بود كه در مكه با پدر و مادرش زندگى مىكرد . روزى پيامبر خدا ( ص ) او را ديد و به خاطر نعمتى كه پيش از آن برخوردار بوده و فقرى كه اينك دچار گشته ، گريست . براى تفصيل بيشتر ر . ك . الاصابه ، ج 8 ، 101 ، رديف 7996 و اسدالغابه ، ج 4 ، ص 368 .
( 4 ) - يثرب : رسول خدا ( ص ) كه نام تثريب ( به معنى نكوهش ) را خوش نمىداشت ، اين شهر را طيبة و طابة ( شهر خوبى و نيكى ) ناميد ، و به خاطر سكونت پيامبر ( ص ) در اين شهر ، مدينة الرسول ناميده شد . ر . ك . معجم البلدان ، ج 8 ، ص 498 - 499 .