تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
از آنان يارى مىخواست . ايستادگى قريش در برابر مسلمانان فزونى يافت . از اين رو رسول خدا ( ص ) در سال پنجم بعثت به گروهى از مسلمانان مستضعف و شمارى از ياران خويش پيشنهاد كرد به حبشه مهاجرت كنند . قريش كه شاهد گسترش اسلام بودند ، همداستان شدند و مسلمانان و كسانى را كه به دين آنها راضى بودند يا نسبت به آنان تمايلى داشتند يا كسى از آنان را حمايت مىكردند ، يك حزب واحد تلقى نموده پيمانى را عليه آنها به امضا رسانيدند . بر اساس اين پيمان نه به آنها چيزى مىفروختند و نه از آنها چيزى مىخريدند ، نه به آنها زن مىدادند و نه از آنها زن مىگرفتند . اين پيمان را در لوحى نوشته براى تأكيد مفادش درون كعبه آويختند . رسول خدا ( ص ) و ياران آن حضرت ناگزير به شعب بنى هاشم « 1 » پناه بردند و فرزندان مطلّب از مومن و كافر ، بجز ابو لهب كه پشتيبان قريش بود ، به آنان پيوستند . محاصرهء مسلمانان شدت يافت ، خوراك و پوشاك در ميانشان كمياب گشت و نهايت فشار بر آنان وارد آمد . با وجود اين ، از خصومت قريش در تهاجم به اسلام و مسلمانان و تحريك اعراب عليه آنان كاسته نشد . مسلمانان براى مدّت سه سال تحمل اين محنت و رنج را بر خود هموار ساختند تا آن كه ضمير برخى از قريشيان بيدار شد و در نتيجه متن پيمان تحريم را نقض كردند . * نخستين پيمان عقبه : سويد بن صامت اوسى « 2 » براى گذراندن حج به مكه آمد . رسول خدا ( ص ) به او برخورد و به اسلام دعوتش فرمود . سويد آن را نيك تلقى كرد و در بازگشت به مدينه آنچه را شنيده بود براى مردم خود باز گفت . ولى او در واقعهء
هامش
( 1 ) - درهء بنى هاشم : و آن درهء ابو يوسف در نزديكى مكهء مكرمه است ، پس از پيمانى كه قريش عليه بنى هاشم امضا كردند ، رسول خدا ( ص ) و بنى هاشم به آن دره پناه بردند . براى تفصيل مطلب ، ر . ك . معجم البلدان ، ج 5 ، ص 270 . * - پيمان تحريم هنگامى ناديده گرفته شد كه ابو طالب از سوى رسول خدا ( ص ) به قريش خبر داد كه موريانه جز نام‌هاى خداوند ، همهء آن را خورده است . پس از آن بود كه وجدان عده‌اى بيدار شد و اسلام آوردند . و گرنه وجدان سران قريش همچنان خفته بود . ر . ك . الصحيح ، ج 3 ، ص 211 و 212 . ( 2 ) - سويد بن صامت بن خالد بن عقبهء اوسى : اسلام وى جاى ترديد است . او براى انجام عمره به مكه رفت و رسول خدا ( ص ) او را به اسلام دعوت فرمود و او هم آن را رد نكرد و گفت : سخن خوبى است . سپس بازگشت و به قتل رسيد . مردان قبيله‌اش مىگفتند : ما او را مسلمان مىدانيم . براى شرح حال او ر . ك . الاصابه ، ج 3 ، ص 189 ، رديف 3812 .
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 81 | محمود شيت خطاب الموصلي / عبدالحسين بينش