إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ » « 1 »
و [ نيز ] بر آن سه تن كه بر جاى مانده بودند ، [ و قبول توبهء آنان به تعويق افتاد ] تا آنجا كه زمين با همهء فراخىاش بر آنان تنگ گرديد ، و از خود به تنگ آمدند و دانستند كه پناهى از خدا جز به سوى او نيست . پس [ خدا ] به آنان [ توفيق ] توبه داد تا توبه كنند . بىترديد خدا همان توبه پذير مهربان است .
هنگامى كه حضور پيامبر ( ص ) نشستم ، گفتم : « مىخواهم كه به عنوان بخشى از توبهام نزد خداى عز و جل از دارايى خود چشم بپوشم و آن را در راه خدا و پيامبرش صدقه بدهم . » رسول خدا ( ص ) فرمود : « بهتر اين است كه مقدارى از دارايى خويش را نگه دارى . » گفتم : « سهم خود را از خيبر نگه مىدارم » ؛ و ادامه دادم ، اى رسول خدا ! به وسيلهء راستگويى خداوند مرا نجات بخشيد و به شكرانهء آن با خدا عهد مىكنم كه تا زنده باشم دروغ نگويم .
راستى اين چگونه كيفرى است كه متخلف را وا مىدارد تا به شكرانهء پذيرش توبهاش دو شرط دشوار ، يعنى گذشتن از مال و راستگويى در همهء زندگانى را بر خود تحميل كند . اينكه مردى از مال خودش بگذرد كار دشوارى است ولى ثابت قدم ماندن در راستگويى در همهء اوضاع و احوال ، از آن هم دشوارتر است .
تأثير شگرف اين كيفر روانى را ببينيد و سپس اين كيفر اسلامى را كه در قرن هفتم اجرا شده است ، مقايسه كنيد با مجازاتى كه دولتهاى مترقى در قرن بيستم در مورد متخلفان به كار مىبستند ، آنگاه ميزان تفاوت به خوبى آشكار خواهد شد .
درس بزرگى كه از اين قطع رابطه مىتوان گرفت اين است كه با همهء كسانى كه به اعتقادات و مقدّساتشان ، بويژه در هنگام سختى و گرفتارى پشت پا مىزنند بايد قطع رابطه كرد .
تمرين سخت : ارتشهاى معاصر سربازانشان را به تمرينهاى دشوارى چون عبور از موانع بسيار سخت ، پيمودن راههاى طولانى در شرايط مختلف جوّى وا مىدارند و در
هامش
( 1 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 118 .