بروند من به راه انصار مىروم ، چنانچه هجرت نبود من نيز مردى از انصار بودم ! خداوندا ! انصار و فرزندان و نوادگانشان را بيامرز .
مردم با شنيدن اين سخنان چنان گريستند كه محاسنشان از گريه تر شد و گفتند :
« رضايت مىدهيم كه سهم و بهرهء ما از آن رسول خدا ( ص ) باشد » ؛ آنگاه پراكنده شدند .
من بسيار مشتاق بودم كه همهء اين روايت را نقل كنم ، تا حكمت تقسيم غنايم ميان دلجويى شدگان آشكار گردد و شيوههاى جالبى كه آن حضرت براى حل پيش آمدها در پيش مىگرفت روشن شود و معلوم گردد كه با همين راه حلهاى حكيمانه و اسلوبهاى قانع كننده بود كه مشكلات را از سر مىگذراند .
كلام آن حضرت از دل بر مىآمد ، از اين رو دلنشين بود چون به آن حضرت ( ص ) بيان كامل عطا شده بود .
دوم اينكه شيوهء گردآورى غنايم از دست مردم و تسلط پيامبر ( ص ) بر آنها و نهادن در يك مكان ، نمونهء ارزشمندى براى چگونگى گرد آورى غنايم و جلوگيرى از پراكنده شدن غير موجه آنها به دست اين و آن است .
آن حضرت غنايم را در محل جعرّانه ميان مكه و مدينه ، دور از منطقهء خطر گرد آورد و بر آنها نگهبان گماشت و مسلمانان آنچه را به دست آورده بودند ، حتى نخ و سوزن را به مسؤول گرد آورى غنايم تحويل دادند .
يكى از مردان انصار با گلولهاى از نخ مويين آمد و گفت : « اى رسول خدا ( ص ) ، من اين گلوله نخ را برداشتهام تا جهاز شترم را با آن تعمير كنم . » رسول خدا ( ص ) فرمود :
« آنچه سهم من است از آن تو . » مرد انصارى آن را به انبار غنايم بازگرداند . عقيل بن ابى طالب نيز سوزنى را كه همراه داشت به جايش بازگرداند .
داشتن اشراف كامل برگردآورى غنايم ضرورت جدى دارد . آموزشهاى نظامى جديد تأكيد دارد كه براى جلوگيرى از تلف شدن غنايم به دست سربازان بايد آنها را جمع كرد . اما دقت و امانتى كه سربازان اسلام چهارده قرن پيش براى گرد آورى غنايم به خرج دادند ، در هيچ دوره و روزگار ديگرى ديده نشده است .
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٣٢٨