نزد آنان رفت و از مشاهداتش به شگفت آمد . آنگاه نزد رسول خدا ( ص ) بازگشت و گزارش مأموريت خود را ارائه داد . پس اين آيهء شريفه دربارهء وليد بن عقبة نازل گشت « 1 »
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ »
« 2 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد ، نيك وارسى كنيد . مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [ بعد ، ] از آنچه كردهايد پشيمان شويد !
سريهء قطبة بن عامر بن حديده بر سر خثعم
رسول خدا ( ص ) در صفر سال نهم هجرى ، قطبة بن عامر را همراه بيست مرد بر سر قبيلهاى از خثعم در ناحيهء بيشه « 3 » ، نزديك تربه « 4 » در ناحيهء تباله « 5 » فرستاد و فرمان داد كه به آنان حمله كند . رزمندگان اسلام سوار بر ده شتر سراغ آن قبيله رفتند و مردى را دستگير و بازجويى كردند . ولى او خود را به گنگى زد و شروع به فرياد زدن كرد .
مسلمانان او را كشتند و درنگ كردند تا مردم در خواب رفتند ، آنگاه حمله كردند . پيكار شديدى در گرفت و شمار زيادى از طرفين زخمى گرديدند . سرانجام مسلمانان به پيروزى رسيدند و قطبه ، شتران و گوسفندان و اسيران را به مدينه برد .
سريه ضحّاك بن سفيان كلابى بر سر بنى كلاب
رسول خدا ( ص ) در ماه ربيع الاول سال نهم هجرى سپاهى را به فرماندهى ضحاك بن سفيان همراه أصيد بن سلمة به قرطاء « 6 » فرستاد . آنان در محلّ زجّ ( زجّ لاوه « 7 » ) به
هامش
( 1 ) - اغانى ، ج 4 ، ص 356 - 357 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 8 ، ص 11 - 12 و در حاشيهء آن تفسير بغوى ، ج 8 ، ص 10 و تفسير زمخشرى ، ج 3 ، ص 121 .
( 2 ) - حجرات ( 49 ) ، آيهء 6 .
( 3 ) - بيشه : نام روستايى در يكى از درههاى پرجمعيت سرزمين يمن است . ميان بيشه و تباله در سوى يمن چهار ميل راه است . بيشهء ديگر ، درهاى است كه سيل آن از حجاز به طايف و سپس به نجد سرازير مىگردد : ر . ك . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 334 .
( 4 ) - تربه : درهاى است كه از سراة آغاز مىشود و در نجران پايان مىيابد . ر . ك . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 374 .
( 5 ) - تباله : جايى است در سرزمين يمن . ر . ك . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 357 .
( 6 ) - قرطاء : گروهى از بنى كلاب شامل قرظ ، قريظ و قريظ ، فرزندان عبد بن ابوبكر بن كلاب .
( 7 ) - زجلاوه : جايى است در نجد . ر . ك . معجم البلدان ، ج 4 ، ص 378 .