آن را ويران سازد . آنان بامدادان حمله كردند ، فلس را ويران ساختند و شتر و گوسفندان فراوان و اسيرانى چند به دست آوردند . يكى از اسيران خواهر عدىّ بن حاتم طايى بود كه به شام گريخته بود .
حضرت على ( ع ) پس از انجام اين مأموريت به مدينه بازگشت . هنگامى كه رسول خدا ( ص ) بر خواهر عدى بن حاتم گذر مىكرد وى گفت : « اى رسول خدا ! خواهش مىكنم ما را آزاد كنيد و مورد سركوفت قبايل عرب قرار مدهيد . من دختر رئيس قوم خود هستم . پدرم از افراد با شرافت حمايت مىكرد ، مردمان را از رنج مىرهانيد ، گرسنگان را سير مىكرد ، برهنگان را جامه مىپوشانيد . ميهمانان را پذيرايى و مردم را اطعام مىكرد ، با صداى بلند سلام مىداد و هرگز نيازمندى را ردّ نمىكرد . من دختر حاتم طايى هستم . » رسول خدا ( ص ) فرمود : « دخترم ! اينها صفات مؤمنان حقيقى است .
اگر پدرت مسلمان مىبود ، برايش طلب رحمت مىكرديم ! »
درسهايى از حنين ، طايف و سريههاى دعوت :
غافلگيرى :
الف - رسول خدا ( ص ) در محاصرهء طايف ، دو سلاح جديد به نام منجنيق و دبابه را مورد استفاده قرار داد . حال ببينيم منجنيق و دبابه چه هستند ؟
منجنيق به طور كلى از يك تير عمودى محكم تشكيل مىشد كه بر روى كالسكهاى با دو چرخ قرار داشت . در بالاى آن حلقه يا قرقرهاى نصب مىشد و طنابى محكم از درون آن مىگذشت . در سوى بالاى آن عمود ، تور كيسه مانندى قرار داشت كه سنگ يا مواد آتش زا درون آن قرار مىگرفت و به وسيلهء تيرى عمودى و يك ريسمان به حركت در مىآمد ( ر . ك . تصوير منجنيق ) . به اين ترتيب گلوله از درون تور پرتاب مىگرديد و بر روى ديوارها فرود مىآمد و هر جا مىافتاد مىكشت و يا آتش مىزد .
اما دبابه دستگاهى بود از چوب محكم كه با پوست يا نمد پوشيده مىگشت و روى چرخ تعبيه مىشد . اين وسيله مانند يك قلعهء متحرك بود كه نيروهاى پياده مىتوانستند