فرمان رسول خدا ( ص ) به فرماندهانش اين بود كه جز در صورت ناچارى مبارزه نكنند و شهر را بدون خون ريزى و از راه مسالمت آميز به تصرف در آورند .
پيروزى نهايى
پيش از آغاز ورود سپاه اسلامى به مكه ، گروهى از مسلمانان از زبان سعد بن عباده شنيدند كه مىگفت : « امروز روز انتقام است . امروز حرمتها شكسته مىشود . از اين رو رسول خدا ( ص ) براى جلوگيرى از جنگ افروزى سعد ، پرچم را از او گرفت و به پسرش ، يعنى قيس داد كه اعصابى آرامتر داشت و از پدرش خويشتندارتر بود .
نيروهاى اسلامى بجز نيروهاى خالد بن وليد بدون برخورد با مقاومتى وارد مكه گرديدند . ولى برخى از تندروهاى قريش با بخشى از همپيمانهاى خود از بنى بكر در منطقهء خندمه « 1 » تجمع كردند و با رسيدن نيروهاى خالد آنها را زير باران تير گرفتند ، ولى چيزى نگذشت كه به وسيله او پراكنده شدند . تنها دو تن از نيروهاى خالد كه راه را گم كرده ، و از وى جدا شده بودند ، كشته شدند « 2 » ، اندكى بعد صفوان بن اميه ، سهيل بن عمرو و عكرمة بن ابى جهل ، كه اوضاع را به زيان خود ديدند ، مواضع خود را در خندمه ترك گفته همراه با نيروهايشان گريختند . سرانجام ، شهر مقدس مكه تسليم مسلمانان گرديد و دروازههايش را به روى ايشان گشود .
در مكه مكرمه
پس از تصرف راههاى ورودى مكه ، نيروهاى تحت فرمان پيامبر ، در منطقهء كوه هند ، اردو زدند ، پس از استراحت و گرد آمدن همهء ستونهاى سپاه ، در حالى كه ياران آن حضرت مانند نگين او را در بر گرفته بودند به مسجد الحرام وارد گرديد و پس از استلام حجر الاسود به طواف كعبه پرداخت . درون كعبه 360 بت بود . رسول خدا آنها را با كمان مىزد و مىفرمود : « حق آمد و باطل نابود شد ، همانا باطل نابود شونده است . حق آمد و
هامش
( 1 ) - خندمه : كوهى است در پايين مكه ، ر . ك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 370 .
( 2 ) - آن دو كرز بن جابر از بنى محارب بن فهر و خنيس بن خالد بن ربيعهء خزاعى هم پيمان بنى منقذ بودند .