پس از كشته شدن سلّام بن مشكم ، يك گروه از يهوديان به فرماندهى حارث بن ابى زينب براى جنگ با مسلمانان از دژها بيرون آمدند ، ولى ضد حملهء خزرجيان آنان را مجبور به عقب نشينى كرد .
مسلمانان با تمام وجود حمله مىكردند و يهوديان تا پاى جان دفاع ! اينان به خوبى مىدانستند كه شكست همان و پايان يافتن زندگى آنان در شبه جزيرهء عربستان همان !
مسلمانان حملهء اصلى خود را متوجه دژ ناعم ساختند و به منظور جلوگيرى از همكارى ميان يهوديان و نيز پوشيده داشتن هدف اصلى حمله ، يك گروه از رزمندگانشان دژهاى ديگر را سرگرم كردند .
تهاجم سنگين مسلمانان عليه دژ ناعم سه روز ادامه يافت . يهوديان دو روز نخست را درون دژ ماندند و پس از شدت گرفتن محاصره ، روز سوم براى جنگ در خارج آن بيرون آمدند . مسلمانان فرصت را غنيمت شمردند و جنگ سختى را پيرامون دژ بر پا كردند كه طى آن فرمانده يهوديان يعنى حارث بن ابى زينب كشته شد و قلعهء ناعم تسليم گرديد .
سقوط اين دژ بر روحيهء يهوديان تأثير بسيار نهاد و پس از يك درگيرى شديد ، دژ غموص نيز تسليم گشت . در اين هنگام آذوقه مسلمانان پايان يافت . از اين رو تهاجم اصلى را متوجه دژ صعب بن معاذ كردند كه آذوقه فراوانى در آنجا انبار شده بود .
مسلمانان موفق به تصرف دژ گرديدند و از آذوقه موجود در آن استفاده كردند ، و بدينسان از فشار تداركاتى آنان كاسته شد .
از آن پس يهوديان براى دفاع از ديگر دژهاىشان تا پاى مرگ ايستادند و جانانه نبرد مىكردند !
سپس تهاجم مسلمانان روى دژ زبير متمركز شد ، ولى ساكنان آنجا بشدت پايدارى كردند . از اين رو تصميم گرفتند آب را به روى آنها ببندند و به اين وسيله مدافعان يهود را ناچار به بيرون آمدن سازند [ اين اقدام مؤثر افتاد و ] مسلمانان در ميدان باز با آنها به پيكار پرداختند . بيشتر يهوديان نابود شدند و باقيماندهء آنها گريختند . *
هامش
* - متأسفانه مؤلف دربارهء نقش امير المؤمنين على عليه السلام در خيبر مطلبى نياورده است در حالى كه در فتح خيبر « ادامه در صفحهء بعد » :