خدا ( ص ) باقى مانده بود : يهوديان خيبر و حومه ، و اعراب ساكن شمال مدينه منوره .
موقعيت چنين اقتضا مىكرد كه مسلمانان ، نخست اين دو دشمن را از ميان بردارند و سپس نيروهاى خود را سوى دشمن بزرگتر يعنى قريش و هدف بزرگتر يعنى مكه بسيج كنند .
مشركان :
پيش از صلح ، تجارت قريش از رونق افتاده بود . از اين رو پس از صلح تصميم گرفتند كاروانهاى تجارى را در راه مكه - شام ، كه مدت زيادى از آن محروم بودند ، راه بيندازند .
كاروانهاى قريش حركت به شام را آغاز كردند . اما ابا بصير و كماندوهاى همراهش ، كه بر اساس پيمان صلح از سوى مسلمانان نزد قريش بازگشت داده شده بودند ، حركت اين كاروانها را مورد تهديد قرار دادند . اين آوارگان كه اموال و زنان و فرزندانشان را در مكه رها كرده بودند و به منظور بازگشتن نزد آنها و نيز دفاع از اعتقادات خود راه جهاد را برگزيده بودند ، ضمن تعرض به كاروانهاى عبورى ، نگهبانان را از بين مىبردند و اموالشان را غارت مىكردند .
قريش زمانى از نعمت آرامش سود جستند كه با التماس بسيار از رسول خدا ( ص ) درخواست كردند كه ابا بصير و يارانش را پناه دهد . با اين تقاضا يكى از شرايط صلح به نفع مسلمانان لغو شد و از آن پس مسلمانان مكه بدون اجازهء اربابان خود به مدينه مىآمدند ، بى آنكه بازگردانده شوند .
يهوديان :
يهوديان خيبر و حومه پيوسته قبايل را عليه مسلمانان تحريك مىكردند و براى جنگ با آنها دنبال هم پيمان مىگشتند . آنان با استفاده از هر فرصتى به اسلام تهمتهاى باطل مىزدند و با پناه دادن دشمنان دين ، به مسلمانان خيانت مىكردند .
اينان كانون خطرى بودند كه مدينه را از سوى شمال تهديد مىكرد و پس از آنكه صلح حديبيه اينان را از هم پيمانى با قريش محروم ساخت ، به قبيلهء غطفان رو آوردند و خواستار كمك آنها شدند . اين يهودىها براى دستيابى به اهداف خود ، از هر وسيلهاى استفاده مىكردند .