ابزار و آلات رايج نيز استفاده مىكند . حتى كادر ستادى نقشههاى جنگى را نيز پيشاپيش تهيه مىكند و براى فرماندهان ، وظيفهاى جز نظارت بر حسن اجراى امور نمىماند .
فرماندهان جنگهاى امروزى ، تنها بايد از خرد كافى برخوردار باشند ، در حالى كه فرماندهان گذشته علاوه بر خرد به شجاعت نيز نيازمند بودند . *
در اينجا لازم مىدانم توجه خوانندگان را به انتقادهاى مستشرقان نسبت به برخى از عملكردهاى نظامى پيامبر اكرم ( ص ) جلب كنم .
از ديدگاه گروهى از مستشرقان رسول خدا ( ص ) چنان نرم خو بود كه قدرت جنگيدن نداشت . دليلشان هم اين است كه آن حضرت در جنگ فجّار تنها به تهيه تير بسنده كرد و شمشير و نيزهاى نزد . اما در ديدگاه گروه ديگرى از مستشرقان آن حضرت از قساوتى برخوردار بود كه وى را به كشتار و ريختن خون بى گناهان تحريك مىكرد . دليل مدعايشان هم اين است كه پس از جنگ بدر دو اسير را كشت و پس از جنگ احزاب نيز شمارى از يهوديان را گردن زد .
بدون شك وجود اين تناقض گويىهاى مستشرقان ناشى از هواهاى نفسانى است و هيچ ارتباطى با روح پژوهش و تحقيق ندارد .
هدف مستشرقان از انتقاد ، كشف حقيقت نيست و گرنه چنانچه با چشم واقع بينى به زندگى آن حضرت مىنگريستند به روشنى در مىيافتند كه جنگهاى آن حضرت همه از روى ناچارى بود و تنها كسانى به دست ايشان كشته شدند كه به مسلمانان زيان رسانده بودند .
شگفت اين است كه اينان از كشته شدن چند نفر به دست پيامبر ( ص ) آن هم كسانى كه از راههاى ناجوانمردانه مانع آزادى گسترش اسلام مىشدند و به شيوههاى غير شرافتمندانه اقدام به جنگ مىكردند ؛ و پيمانهاى مؤكدشان را در شرايطى كه براى مسلمانان نابود كننده بود مىشكستند - انتقاد مىكنند . ولى نسبت به كشورهاى خودشان كه در قرن بيستم ملتهاى ستمديده را به جرم مقاومت در برابر ستم و تجاوز بطور كامل نابود ساختهاند ، لب به اعتراض نمىگشايند .
هامش
* - شجاعت از لوازم فرماندهى است و به گواهى تاريخ بشرى ، انسانهاى ترسو و يا كم جرأت هيچ گاه در مقام فرماندهى قرار نگرفتهاند . از اين رو نمىتوان گفت كه فرماندهان امروزى از خصلت شجاعت بىنيازند .