تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
مسلمانان براى تجاوز به كسى آن را آغاز نمىكنند و غرضشان از جهاد جز حمايت از آزادى نشر اسلام و تحكيم پايه‌هاى صلح در جهان چيز ديگرى نيست . زيرا كه اسلام نه براى ملت يا مردمى خاص ، بلكه براى همهء جهانيان و با آرزوى تحقق انديشه‌اى متعالى يعنى وحدت انسانى در كل جهان آمده است . از اين رو پذيرش هر گونه پيشنهاد صلح از سوى دشمن را تشويق مىكند .
« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها »
« 1 » ( و اگر به صلح گراييدند ، تو ( نيز ) بدان گراى ) . گرچه ممكن است دشمن در تقاضاى خود صادق نباشد و دنبال به دست آوردن فرصت حملهء مجدد باشد و يا قصد فريب و شبيخون زدن به مسلمانان را داشته باشد ، يا بخواهد به مصالح عاليهء آنان زيان برساند . با همهء اينها تسليم شدن به خواسته‌هاى صلح جويانهء دشمن را لازم مىشمرد :
« وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ ، فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ »
« 2 » و اگر بخواهند تو را بفريبند ( يارى ) خدا براى تو بس است . » هيچ قانونى را جز اسلام نمىشناسيم كه به مجرد تقاضاى صلح از سوى دشمن ، بدون قيد و شرط و در هر اوضاع و احوالى ، موافقت با آن را جايز بشمرد . اما در دين ما صلح ، هم جنبهء مادى دارد و هم جنبهء معنوى و مصالح عموم انسان‌ها را در نظر مىگيرد ، در حالى كه از ديدگاه متظاهران تنها جنبهء مادى دارد . از اين رو ، صلح مكتب‌هاى غير اسلامى از سويى براى جلوگيرى از مسلح شدن طرف مقابل و افزايش تسليحات خودى و از سوى ديگر وسيله‌اى براى شكنجه و كشتار و آواره سازى دشمن است . صلح اسلامى نورى است كه پرتو آن روشنى بخش همهء مردم است ، در حالى كه مدعيان صلح غرضى جز آتش افروزى و نابود سازى ندارند .
« يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ »
« 3 » با خدا و مؤمنان نيرنگ مىبازند ولى جز به خويشتن نيرنگ نمىزنند و نمىفهمند .
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) ، آيهء 61 . ( 2 ) - همان ، آيهء 62 . ( 3 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 9 .