جزيرهء عربستان را فرا گرفت و به دنبال جولانگاهى در بيرون از اين سرزمين مىگشت تا آنكه با جنگ تبوك در حقيقت امپراتورى اسلامى را تشكيل داد .
با اين تحول منطقى ، اين رهبر خود ساخته نيروهايش را از ضعف به قدرت ؛ از دفاع به تهاجم و از تهاجم به تعرض سوق داد و به اين ترتيب گوى سبقت را از فرماندهان همهء ادوار تاريخ برد . زيرا كه با دست خالى قدرتى بزرگ ، هم عقيده و يكپارچه را تشكيل داد .
اين نخستين ويژگى فرماندهى پيامبر - عليه افضل الصّلاة و السلام - بود .
ويژگى دوم فرماندهى پيامبر ( ص ) اين بود كه همهء جنگهاى آن حضرت به معناى واقعى كلمه جوانمردانه و شرافتمندانه بودند . مقصود از اين جنگها پشتيبانى از گسترش اسلام و استوارى پايههاى صلح بود . از اين رو حضرتش پيمانى را نشكست ، دشمنى را مثله نكرد و افراد ناتوان و يا غير نظامى را نكشت . بدين جهت « اطلاق كشور گشايى اسلامى » بر جنگهاى روزگار آن حضرت تعبير درستى نيست . بلكه درستترين تعبير در اين باره « گسترش اسلام » است . زيرا آن حضرت هيچ سرزمينى را به صرف هدف كشور گشايى نگشود ، بلكه هدف ، پشتيبانى از آزادى انتشار اسلام و تحكيم پايههاى صلح در نواحى مختلف بود .
اين كار شگفتآور نيست زيرا حضرت محمد ( ص ) هم فرمانده بود و هم پيامبر ، هم بشارت دهنده بود و هم بيم دهنده « و داعيا الى اللّه و سراجا منيرا . »
بسا چنين به اذهان خطور مىكند كه به دليل اندك بودن نيروهاى رزمنده در جنگهاى گذشته به نسبت زيادى شمار و فراوانى سلاحها و تجهيزات جنگهاى امروزى ، فرماندهى آن جنگها نسبت به فرماندهى جنگهاى نوين آسانتر بوده است ، ولى قضيه بر عكس است .
وظيفهء فرماندهان روزگاران گذشته به مراتب دشوارتر از كار فرماندهان روزگار كنونى بود . چون در جنگهاى قديم عامل تعيين كننده در سرنوشت جنگ ، تسلط و مزيتهاى شخصى فرماندهان بود ، در حالى كه در جنگهاى امروزى ، فرمانده با كمك شمار زيادى از افسران ستاد كه وى را در مأموريتش كمك مىكنند و بر اجراى فرمانهايش در زمان و مكان مناسب نظارت دارند ، بر نيروهاى فراوان خود تسلط مىيابد . همچنان كه از وسايل ارتباطى دقيق مثل دستگاههاى با سيم و بى سيم ، رادار ، هواپيما ، ماهواره و ديگر
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٢٤