تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
جاهليت با آنان هم پيمان بود . اميد يهوديان اين بود كه شايد رسول خدا ( ص ) آنچه را كه دربارهء يهود بنى قينقاع يعنى هم پيمانان خزرج پذيرفته است دربارهء هم پيمانان اوس نيز بپذيرد . پيامبر خدا ( ص ) پيشنهاد بنى قريظه مبنى بر پذيرش حكم سعد را قبول كرد . وى نيز پس از گرفتن قول‌هاى محكم از طرفين ، پذيرفت كه ميان مسلمانان از سويى و يهود از سوى ديگر قضاوت كند . آنگاه به بنى قريظه فرمان داد كه از دژهايشان فرود آيند و سلاح را بر زمين بگذارند و آنان چنين كردند . قضاوت سعد دربارهء آنان چنين بود : « جنگجويان كشته شوند ، اموال تقسيم گردد و زنان و كودكان به اسارت در آيند . » سعد استدلال كرد كه چنانچه در اثر خيانت بنى قريظه احزاب به پيروزى مىرسيدند ، سرنوشت مسلمانان نابودى كامل بود . وى نيز يهوديان را در معرض همان خطرى قرار داد كه آنان مسلمانان را قرار داده بودند . جنگ بنى قريظه كارزار در ميدان نبرد نبود ، بلكه يك جنگ روانى بود . با وجود آن كه يهوديان مواد غذايى و آب فراوان و دژهايى تسخير ناپذير در اختيار داشتند ، در برابر محاصره تاب نياوردند و تسليم را بر تحمل دشوارىهاى محاصره ترجيح دادند . حقيقت اين است كه با توجه به امكانات ياد شده و خستگى شديد مسلمانان و سردى هوا ، موقعيت نظامى به نفع يهوديان بود . اما چون روحيه‌هايشان شكست خورده بود ، آن طورى كه انتظار مىرفت مدت زيادى در برابر محاصره استقامت نكردند . همهء جنگجويان بنى قريظه ، از جمله حيىّ بن اخطب كه رهبرى بسيج احزاب عليه مسلمانان را بر عهده داشت ، كشته شدند . تنها سه نفر از يهوديان اسلام آوردند . « 1 » از زنان و كودكان ، بجز آن زنى كه رزمندهء مسلمان را به شهادت رسانده بود ، كسى كشته نشد .

سريهء عبد الله بن عتيك :

هدف : از پا در آوردن ابو رافع ، سلّام بن ابى الحقيق يهودى كه همراه حيىّ بن اخطب ، احزاب را عليه مسلمانان تحريك كرد و سپس براى رهايى از قصاص عادلانه به
هامش
( 1 ) - اينان ثعلبة بن سعيه ، اسيد بن سعيه و اسد بن عبيد بودند . آنها مردمى از بنى هدل بودند و با بنى قريظه يا نضير نسبتى نداشتند . نسبتشان بالاتر از اين دو قبيله بود و از بنى اعمام آنها بودند . ر . ك : سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 256 .
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 218 | محمود شيت خطاب الموصلي / عبدالحسين بينش