4 . عقد پيمان با قبايل همسايه ؛ مثل پيمان با بنى ضمره ، بنى جهينه ، بنى مدلج و مصالحه با بنى كلب كه در دومة الجندل ، تبوك و حواشى شام سكونت داشتند . اين كار براى تضمين موفقيت عمليات نظامى بود .
5 . تمركز در جهات مهم و در سطوح تاكتيكى و استراتژيكى ؛ مانند تمركز در جهت ساحلى و جهت شرقى پس از غزوه بدر و تمركز عليه بنى سليم كه خطرى عليه انقلاب بودند و نيز تمركز در جهت شمالى با توجه به نتايج غزوهء دومة الجندل .
6 . تعرض به دشمنانى كه در كمين بودند و انديشههاى بد در سر مىپروراندند امثال قريش ، يهود و روم .
7 . كشتن كسانى كه قصد از ميان بردن حسن آوازه فرمانده كل يا افراد سپاه يا شهروندان يا انقلاب اسلامى را داشتند .
8 . تنبيه يهود بنى قينقاع ، بنى نضير ، بنى قريظه و كسانى كه در خيبر بودند به علت نقض پيمان و اخلال در شروط معاهده .
9 . جلوگيرى از همپيمانى گروههاى چهارگانه ياد شده با قبايل عرب دشمن .
10 . عقب نشاندن ابوسفيان كه در غزوهء سويق قصد ضربه زدن به مدينه و ساكنان آن را داشت .
11 . پايان دادن به قدرت دو قبيله بنى سليم و بنى غطفان كه اظهار دشمنى مىكردند .
12 . منع قبايلى چون بنى ثعلبه و محارب و ديگران از هجوم به مدينه .
13 . آموزش و پرورش فرزندان اسلام و آزاد ساختن افكار آنها از بند پليدى اوهام و اساطير .
14 . ترساندن ايران و روم و ترسيم سياستهاى آينده براى هجوم به آن دو دولت پيش از تهاجم به قلمرو دولت اسلامى و مقاومت در برابر آنها در مرزهاى شمالى .
15 . انتقال نبرد به سرزمين دشمن ، زيرا پيامبر خدا ( ص ) با هيچ دشمنى جز در خارج مدينه نجنگيد . آن حضرت به مجرد آگاهى از قصد هجوم دشمن به مدينه و پيش از آنكه از سرزمين خود حركت كند ، به مقابله با او مىشتافت . به همين منظور در چند غزوه به قبايل بيرون مدينه حمله برد كه غزوهء بنوسليم ، ذى امر و بحران از جمله مهمترين آنها بودند .
همچنين در غزوههاى موته و تبوك دولت روم را مورد تهاجم قرار داد .
16 . قصاص مجرمانى كه مردم را به ناحق مىكشتند ، مانند سريه كُرز بن جابر فهرى كه
آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: ضاهر وتر
ص٩٨