2 . كارهاى لازم الاجرا در اثناى جنگ : مانند كارهايى كه در نبرد بدر انجام شد و يا خندقى كه در مقابل نيروهاى جنگى دشمن در جنگ احزاب حفر گرديد ، و يا اقدامهايى كه پيش از جنگ در غزوهء تبوك صورت پذيرفت .
3 . مقصد : مراد از مقصد جايى است مشخص كه پس از رسيدن به آن فراتر نبايد رفت ، همانند مقصدى كه در سريّه عبدالله بن حجش به سوى نخله و در غزوهء ذى أمر به محل استقرار قبيلهء غطفان ، و در غزوه فتح به سوى مكه تعيين گرديد .
4 . راههاى منتهى به هدف : و آن عبارت از محورهايى است كه سپاه ( سريه ) بايد آن را بپيمايد و از زمينهاى معين و مناطق مشخص بگذرد ، مانند غزوههاى بدر ، سليم ، حديبيه و خيبر .
5 . جهت : فرمانده كل ، زمين محل تجمع دشمن و يا ديگر جاها را تعيين مىكرد و نيروهاى رزمى را بدان سوى سوق مىداد ، مانند آنچه در سريههاى حمزة بن عبدالمطلب به سوى زمين جهينه ، ابوقتادة بن ربعى انصارى به صوى بطن إضم و كرز بن جابر فهرى به محل برخورد با قبايل عكل و عرينه و نيز در غزوه بنى قريظه به سوى محل اقامت آنان روى داد .
6 . تعيين جايگاههاى استقرار : جايگاههاى تمركز و استقرار سپاه در زمينى كه از نظر جنگى ، ادارى و بهداشتى مناسب و مساعد بود ، تعيين مىگرديد ، مانند غزوههاى بدر ، احد ، خيبر .
7 . نگهبانى : شمار نگهبانان ، فرمانده ، مأموريت ، مكان و ديگر امور مربوط مشخص مىگرديد .
8 . كلمه رمز و شناسايى : رزمندگان اسلام با اين كلمه يكديگر را شناسايى مىكردند و در جنگهاى مختلف متفاوت بود ، مانند رمزهايى كه در غزوههاى بدر و خندق ، سريه ابوبكر براى تأديب بنى كلاب و سريه اسامة بن زيد به سوى أبنى تعيين شد .
9 . تعيين پرچمدار : پرچمدار هميشه از سوى فرمانده كل تعيين مىگرديد و پرچمداران غزوههاى مختلف تفاوت مىكردند ، ولى هميشه حمل پرچم بر عهدهء سربازان مورد اعتماد گذاشته مىشد .
10 . تعيين فرمانده عقبدار : چنين كسى فرمانده عقبهء سپاه بود و انجام همه كارهاى ادارى به او سپرده مىشد . برخى از فرماندهان پيوسته همين پست را عهدهدار بودند .
11 . تعيين فرمانده سريهها : اين فرمانده در هنگام اعزام به مأموريتهاى مستقل ، خواه شناسايى يا جنگى تعيين مىگردد .
آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: ضاهر وتر
ص٩٦