12 . حالتهاى ويژه : گاه شرايطى پيش مىآمد كه مستلزم مقابله فورى با دشمن بود ، مانند غزوه ذات السويق و ديگر غزوهها ، يا يورشهايى چون دو غزوهء بحران و بنى لحيان و عمليات فدايى همانند عمليات عمير بن عدى بن خرشه براى قتل عصماء و سالم بن عمير براى قتل ابوعفك و محمد بن مسلمه براى قتل ابن اشرف و عبداللّه بن عتيك براى قتل سلام بن حقيق .
13 . تأمينهاى گوناگون جنگى : مثل تأمين شناسايى و ادارى در جنگهاى بدر ، خندق و تبوك .
14 . بالا بردن روحيّه : هدف هدايت در اين زمينه تقويت روحيه نيروهاى خودى و تضعيف روحيهء دشمن بود ، مانند آنچه در غزوههاى بدر و فتح روى داد .
15 . تشويق به پايدارى : اين امر در همهء گفتههاى فرمانده كل و در همه جنگها ديده مىشد .
16 . بردبارى : شكيبايى ميزان و معيار پيروزى است و گروه اندك شكيبا بر گروه بسيار بى شكيب پيروز مىگردد .
17 . بذل جان و مال : مال و جان دو عنصر ارادهء جنگى هستند . از اين رو ، رسول خدا ( ص ) در همهء توجيهات خود نسبت به سپاهيان بر اين معنا تأكيد مىفرمود .
آنچه تاكنون گفته شد بيان فهرستوار مطالب بود و اينك به بيان تفصيلى هر يك از موارد فوق مىپردازيم :
2 - 1 . هدف
همهء جنگهاى صدر اسلام يك يا چند هدف را دنبال مىكرد ، مانند شناسايى ، تعرض به كاروانهاى دشمن ، افزايش توان اقتصادى ، قطع خطوط كمكرسانى قريش از شرق و غرب و قطع خط پشتيبانى يهود خيبر .
ديگر اهداف جنگها اينها بودند :
1 . تأمين آزادى دعوت و نشر دعوت ؛ مثل سريهء حمزة بن عبدالمطلب ، سريهء خالد بن وليد به سوى حارث و سريهء على بن ابىطالب ( ع ) به سوى بنى مذحج .
2 . اظهار قدرت سپاه اسلام ؛ مانند آنچه در غزوهء حمراء الاسد ، صلح حديبيه ، غزوهء موته و مبارزطلبى با روم روى داد .
3 . به وحشت افكندن كسانى كه وسوسه دشمنى به دل داشتند يا فكر رويارويى با نهضت اسلامى را در سر مىپروراندند .