استفاده مىشد ، مثل غزوههاى بدر و لحيان كه فرمانده كل ، سوى حركت و زمان و مكان عمليات را پنهان ساخت . در غزوهء خيبر با غطفان خدعه كرد و آنان به جاى خودشان بازگشتند . گاه گفتوگوهاى ميان فرماندهان يا ميان سربازان استراق سمع مىشد ، مانند غزوههاى احد ، ذات الرقاع و خندق ، و گاه از اظهارات و كارهاى سپاه دشمن ، نيت آنها كشف مىشد كه به وسيله گزارشهاى قبايل بنى ضمره و بنى مدلج كه فرمانده كل با آنها پيمان دوستى برقرار كرده بود ، به دست مىآمد . در غزوهء ذات الرقاع اخبار مربوط به نجد به وسيلهء برخى افراد قبايل به آن حضرت گزارش شد و در غزوهء تبوك ، قبيلهء مضر اخبار مربوط به دشمن را به ايشان انتقال داد .
2 - 2 . تجمع
كشف نقاط تجمع نيروهاى دشمن به يكى از صورتهاى زير به انجام مىرسيد :
1 . به وسيله قبايل دوست .
2 . از طريق برخى عناصر اطلاعاتى ، مثل غزوههاى احد و احزاب كه حباب بن منذر و زبير بن عوّام محل تجمع نيروهاى دشمن را كشف و شناسايى كردند .
3 . انجام گشتىهاى شناسايى ، مثل گشت حباب در جنگ احد ، بريدة بن الحصيب در غزوه بنى مصطلق و يسر بن سفيان در غزوهء حديبيه .
3 - 2 . زمين و محورهاى تحرك
اين مأموريت از راههاى زير به انجام مىرسيد :
1 . طلايهء سپاه ؛ همانند پيش قراولى عباد بن بشر در غزوهء خيبر و خالد بن وليد در غزوهء حنين و غيره .
2 . بلدچىها ؛ مانند راهنمايى جبار در غزوهء ذى أمر ؛ ابوحشمت حارثى در غزوهء احد ؛ مذكور از قبيلهء بنى عذره در غزوهء دومة الجندل و حسيل بن نويره در غزوه حديبيه .
فرمانده كل سپاه اسلام فرماندهانش را توجيه و به آنان سفارش مىفرمود كه بويژه در محورهاى ناشناخته و بيراههها از بلدچى استفاده كنند . برخى اسيران دشمن نيز سپاه اسلام را به سوى اطلاعاتى مهم رهنمون مىشدند ، مانند غزوههاى دومة الجندل ، بنى مصطلق ، خيبر و غيره . به سفارش آن حضرت از سريهها نيز به منظور شناسايى استفاده مىشد .