3 . ساكنان محلى ؛ از طريق سؤالهايى كه از اين افراد مىشد ، اخبارى به دست مىآمد كه كاشف از محورهاى تحرك و ديگر فعاليتهاى دشمن بود ، چنانكه در دو غزوهء بدر و خيبر و نيز در غزوهء تبوك از اخبار قبايلى كه در جانب تحرك نيروهاى دشمن سكونت داشتند ، استفاده شد .
4 . گشتيهاى شناسايى دوربرد .
4 - 2 . منطقه عملياتى آينده
شناسايى منطقه عملياتى آينده با ابزارهاى شناسايى گوناگونى به انجام مىرسيد و فرمانده كل نيز خود در انجام اين مهم شركت مىجست ، مثل غزوههاى بدر ، احد ، خندق ، خيبر .
مهمترين راههاى شناسايى مورد استفادهء رسول خدا ( ص ) ، مراقبت و استراق سمع بود .
كار مراقبت به وسيله سريّههاى شناسايى انجام مىشد ، زيرا اين سريهها به مراقبت دشمن از داخل و خارج و همه جهات احتمالى ، در دو سطح استراتژيكى و تاكتيكى اقدام مىكردند .
كار مراقبت در سطح تاكتيكى به وسيله نگهبانان سپاه اسلام يا ديدهبانهاى مستقر در طول راه كاروانهاى دشمن انجام مىشد ، چنان كه در جنگ بدر يكى از اين ديدهبانها در جايى به نام نخبار مستقر شد و حركت دشمن را زير نظر گرفت ، و نيز سريّه زيد بن حارثه كه براى مراقبت و پاسدارى در نقطهاى به نام عيص مستقر گرديد . ديدهبانها براى حسن انجام وظيفه مراقبت ، در جاهاى بلند مستقر مىشدند .
ديدهبانان هميشه در تقاطى دور از ديد دشمن پنهان مىشدند و از قدرت شنوايى و بينايى خود استفاده مىكردند و چنانچه دچار آسيب و زيان هم مىشدند ، از اجراى مأموريت باز نمىايستادند . براى مثال ، ديدهبانى به نام أنيس بن ابو مرثد غنوى در جنگ حنين با وجود تحمل دشواريهاى بسيار ثبات ورزيد . در سريهء غالب بن عبداللّه ليثى نيز ديدهبان با وجود آنكه تير خورد و مجروح گرديد ، در كار خود ثبات ورزيد .
اما استراق سمع ، رسول خدا ( ص ) از اين شيوه در شب و حالتهاى سردرگمى و اوضاع بد جوّى استفاده مىفرمود ، به اين ترتيب كه عنصر استراق سمع كننده در نهايت پنهانكارى نزد دشمن مىرفت و پس از شنيدن سخنانشان باز مىگشت و شنيدههايش را گزارش مىداد ، مانند