عثمان چهار علم برافرازند و بر سر هر علم كرهاى زرين . علمها چهار رنگ باشند قهوهاى و قرمز و زرد و سفيد . سپس بر اسب سرخ خود سوار شد و به همان هيئت و نظام در حالى كه لشكرش همهء دشت را پوشانيده بود به شهر درآمد . ورود خليفه در ماه رجب سال 566 ه بود . يعنى از مراكش تا رباط الفتح را هفده روز طى كرده بود . « 5 »
خليفه پس از ورود به شهر فرمان داد كه آبگيرى را كه پدرش عبد المؤمن احداث كرده بود و اكنون ويران شده بود بار ديگر آباد كردند و در كنار آن آبانبارى ساخت و نيز فرمود تا ميان رباط و سلا بر نهر ابو رقراق پل تازهاى بسازند . همچنين باروهاى شهر را تعمير كنند . روز هشتم كه در رباط الفتح بود بار ديگر سپاهيان و سران را عطا داد و فقرا و مساكين را صدقات ارزانى داشت و حوايج مردم برآورد و سفر از سر گرفت .
عصر روز نهم ماه شعبان سال 566 ه فرمان شد كه لشكر در حركت آيد و سپاه از روى پل جديد گذشت و به سلا رفت . عبور لشكر پنج روز مدت گرفت . بامداد روز پانزدهم شعبان خليفه با وزير و ديگر اطرافيان از رباط بيرون آمد در راه گروه گروه مجاهدين و متطوعه مىرسيدند و به سپاه او مىپيوستند . خليفه با لشكر جرار خود به قصر مصموده ، در مغرب سبته رسيد و عبور لشكر از دريا آغاز شد . عبور لشكر در آغاز ماه رمضان سال 566 ه / هشتم ماه مه سال 1171 م آغاز شد و بيش از دو هفته به طول انجاميد . روز دوازدهم شوال برابر با هجدهم ژوئن به عزم اشبيليه در حركت آمد . در اشبيليه ده روز بياسود و در روز بيست و دوم شوال رهسپار قرطبه گرديد . در روز اول ذو القعده برابر پنجم ژوئيه به قرطبه درآمد . خليفه تا آخر ذو الحجهء سال 566 ه در قرطبه درنگ كرد . روز عيد اضحى به نماز حاضر شد و به رسم معمول اداى خطبه گرديد و قربانى كردند و همگان از مشايخ و فقها و قضاة و كتّاب و اعيان قرطبه به حضور پذيرفته شدند و شاعران مدايح خود خواندند . از جمله ابو بكر بن المنخّل قصيدهاى دراز برخواند به اين مطلع :
شرف الخلافة ان ملكت زمامها * يحمى جوانبها فكنت حسامها « 6 »
هامش
( 5 ) . ابن صاحب الصلاة المن بالامامه برگ 152 الف تا 154 ب .
( 6 ) . همهء اين قصيدهها در المن بالامامه آمده است . برگ 159 ب و 160 الف و ب .