جنوبى افريقيه ( تونس ) زندگى مىكردند ، قبايل بنى هلال و سليم و زغبه و رياح و اثبج بودند . عبد المؤمن نيز به استمالت ايشان مىكوشيد ترغيبشان كرده بود كه در جهاد اندلس شركت جويند . ابو يعقوب نيز پاى بهجاى پاى پدر نهاد و با آنكه با بيمارى خويش دست به گريبان بود از استمالت آنان غفلت نمىكرد و تا روح حماسى را در آنان برانگيزاند طبيب خود ابن طفيل را فرمود قصيدهاى بسازد و در آن عربها را بستايد و به قمع مارقين و دفع كفار و نصرت دين تحريض نمايد . ابن طفيل نيز قصيدهاى شيوا و بليغ بدين مطلع :
اقيموا صدور الخيل نحو المضارب * لغزو الاعادى و اقتناء الرغائب « 2 »
سرود و به ميان قبايل عرب فرستاد . خليفه دستور داد كه قصيدهاى ديگر هم فرستاده شود تا سبب تعجيل آنان شود . ابن عياش نيز قصيدهاى ساخت و فرستاد بدين مطلع :
اقيموا الى العلياء عوج الرواحل * و قودوا الى الهيجاء جرد الصواهل « 3 »
اين قصايد آنسان كه ابن صاحب الصلاة مىگويد در نفوس عربها بويژه عربهاى منطقهء زاب و قيروان مؤثر افتاد و رؤساى قبايل گرد هم آمدند و مصمم شدند كه به نداى خليفه پاسخ دهند . شيخ بنى رياح و زعيم ايشان جبارة بن كامل بن ابى العيش كه در ايام عبد المؤمن با ديگر مشايخ عرب از افريقيه گريخته بود ، در اين اوان از مشرق بازگرديد و براى جبران گذشته خود تصميم گرفت به ديگر همتايان خود پيوندد . پس قوم خود را گرد آورد و به قصد ديدار امير بجايه ، السيد ابو زكريا يحيى برادر خليفه ابو يعقوب آهنگ بجايه نمود .
ديگر مشايخ عرب هم به دو پيوستند و هم در صحبت السيد ابو زكريا رهسپار مراكش شدند . عربها اموال و اسبان خود را هم آورده بودند . چون به تلمسان رسيدند والى آن
هامش
( 2 ) . همهء قصيده در المن بالامامه ، برگهاى 139 الف و ب و 140 الف آمده است . قصيده چهل بيست است و ابن عذارى نيز بيشتر آن را نقل كرده است . البيان المغرب القسم الثالث ص 88 و 89 .
( 3 ) . المن بالامامه همهء قصيده را دربردارد برگ 140 ب . بخشى از آن نيز در المعجب آمده است ص 125 .