تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢

2

اينك به ذكر جماعتى ديگر از علماى دين مىپردازيم اينان در فقه و حديث و قراآت سرآمد بودند و علاوه بر آن از ادب و شعر و لغت حظى وافر داشتند . ترجيح داديم آنان را در بخش جداگانه‌اى بياوريم . از اين قرار : ( * * * ) عبيد الله بن عمر بن هشام الحضرمى ، اصل او از اشبيليه بود ولى در قرطبه زاده شد و در آنجا پرورش يافت . قراآت و حديث و زبان و ادب عربى را نزد اقطاب زمان خويش فراگرفت . سپس براى مزيد علم خود به شهرهاى بزرگ اندلس سفر كرد . از دريا گذشت و به مغرب آمد و از استادانى كه در مراكش و مكناسه و تلمسان بودند بهره‌ها يافت . سپس به اندلس بازگرديد و چندى در المريه اقامت گزيد . آنگاه به مرسيه رفت و در مسجد جامع آن به اداى خطبه پرداخت . او را آثارى است چون كتاب « الافصاح فى اختصار المصباح » و كتابى به نام « شرح مقصورة ابن دريد » مىدانيم كه در سال 550 از مرسيه بيرون رفته ولى نمىدانيم از آن پس چند سال ديگر زيسته است . تولدش در سال 489 ه بوده است . « 31 » ( * * * ) عبد اللّه بن محمد بن عبد اللّه الصنهاجى معروف به ابن الاشيرى ، منسوب به « اشير » از اعمال مغرب اوسط . در اندلس فقه و حديث خواند . و از ابو بكر بن العربى و ابن عساكر و شريح بن محمد و ابو الفضل عياض و ابو الوليد بن الدباغ علم آموخت . اديب بود و كاتبى بليغ . ظاهرا دبير على بن يوسف بود . چون آن امير بمرد او نيز پنهان شد و از مغرب به مشرق آمد و حج به‌جاى آورد . چندى در مكه مجاور شد . در اواخر عمر به حلب رفت و در آنجا حديث گفت و در همانجا به سال 561 ه درگذشت . « 32 » ( * * * ) محمد بن عبد اللّه بن ميمون بن ادريس العبدرى از مردم قرطبه بود . نزد بزرگان زمان خويش چون ابن عتاب و ابن رشد و ابن مغيث و ابن العربى و ابن الباذش علم
هامش
( 31 ) . التكمله شماره 3172 . ( 32 ) . التكمله شماره 2149 .