روحانيان و اشراف پرتغالى به كشتى نشست و به اشبونه وارد شد و در حال پادشاهى خويش اعلان نمود . سانچو مجبور شد بگريزد و به پادشاه قشتاله فرناندوى سوم پناه برد . فرناندو او را وعدهء يارى داد . و پسر خود آلفونسو را با سپاهى براى سركوبى مخالفان او گسيل داشت . ولى اين اقدام با شكست مواجه گرديد ، زيرا آلفونسو پادشاه جديد پرتغال توانست پادشاه قشتاله را راضى كند كه او به فرمان كرسى رسولى بر تخت نشسته و بيشتر اشراف و روحانيان در كنار او هستند . قشتاليان بدون هيچ نبردى بازگرديدند . سانچو نيز با آنان بازگرديد ، تا سالهاى آخر عمر خود را در طليطله سپرى سازد . سانچو در ماه ژانويهء سال 1248 در آنجا درگذشت .
آلفونسوى سوم پس از سامان دادن به اوضاع كشورش براى بازپس گرفتن باقى اراضى پرتغال از مسلمانان ، بسيج نبرد كرد و قلعه فارو يا شنتمريهء غرب را محاصره نمود و در سال 1249 بر آن مستولى گرديد . در اين شهرهاى اسلامى تنها پادگانى ناتوان از موحدين و ديگران حضور داشتند . آلفونسو در پى آن ، باقى شهرهايى را كه در دست مسلمانان بود بستد و بدينگونه به سلطهء مسلمانان در سراسر اراضى پرتغال پايان داد . آلفونسوى سوم به اين هم اكتفا نكرد و با قواى خود از رود يانه گذشت و فتوحات خود را به اراضى غربى اندلس كشيد ولى بعدها مجبور شد كه اماكنى را كه در اين منطقه تصرف كرده بود به پادشاه قشتاله واگذارد ، زيرا در منطقهء فتوحات قشتاله جاى داشتند .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٨٤