در جنگ عقاب در سال 1212 م در كنار يكديگر رودرروى موحدين قرار گرفتند .
پادشاه قشتاله آلفونسوى هشتم سال بعد ( 1113 م ) براى نبرد عقاب در حركت آمد و رهسپار اراضى وسطاى اندلس گرديد . چندى بياسه را محاصره نمود و با همتاى خود پادشاه ليون توافق كرده بود كه به منطقهء اشبيليه لشكر برند و در اين جنگ در كنار او باشد و سواران قشتالى را به يارى او فرستد . ولى آلفونسوى نهم پس از آنكه با قواى خود به قاصرش رفت و چندى بيهوده در استيلاى بر آن كوشش به عمل آورد و سپس رهسپار مارده شد مقرر داشت كه به سبب فرارسيدن زمستان جنگ را متوقف كند و بازگردد . همپيمانان قشتالى او خشمگين به بلاد خود بازگرديدند و به پادشاه خود كه ابدّه را محاصره كرده بود پيوستند ولى اين شهر اسلامى نيز سخت پايدارى مىورزيد و قشتاليان نيز به نوبهء خود بازگرديدند و در ژانويهء سال 1214 م به بلاد خود رفتند .
در همين سال 1214 م دونفرناندو پسر آلفونسوى نهم و ولىعهد او كه جوانى بيست و هشت ساله بود بمرد . آلفونسو را دو پسر ديگر از زوجهء مطلقهاش ملكه برنجيلا بود به نام فرناندو و آلفونسو ، ولى او صريحا معين نكرده بود كه از آن دو كدام يك وارث تخت او خواهد بود . چون پادشاه خردسال قشتاله هنرى اول در ژوئن سال 1217 م بمرد خواهرش ملكه برنجيلا پسر خود فرناندو را فراخواند و خود را ملكهء قشتاله خواند ولى در پى آن به نفع پسرش فرناندو از پادشاهى كناره گرفت و فرناندو پادشاه قشتاله شد . در اينجا ديگ طمع آلفونسوى نهم به جوش آمد و بر وفق نصايح خواص خود خويشتن را امپراطور قشتاله و ليون خواند و در حال لشكر به سوى قشتاله برد ولى هنوز به شهر وليد نرسيده بود كه شنيد پسرش فرناندو را به پادشاهى قشتاله نشاندهاند . ملكه برنجيلا چند تن از اكابر روحانيان را نزد او فرستاده بود و از او خواسته بود كه به آنچه اتفاق افتاده است احترام بگذارد و به حفظ صلح در مملكت كمك كند . ولى او به سخن ملكه گوش نداد و راه خود را به سوى برغش ادامه داد . در اين هنگام ملكه و پادشاه و اكابر شواليههاى قشتاله تصميم به بازگرداندن او گرفتند . آلفونسو پس از آنكه با پسر خود صلحى به مدت دو سال منعقد كرد بازگرديد . اين پيمان در نوامبر سال 1217 م بسته شد پس از آن در سال
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 465
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٦٥