1218 معاهدهء صلح دايم ميان قشتاله و ليون منعقد گرديد .
چون بدينگونه ميان قشتاله و ليون صلح برقرار شد آلفونسوى نهم به فتوحات « بازپسگيرى » در منطقهاى از اراضى اندلس كه سهم لشكركشيهاى ليون بود پرداخت .
لشكركشى به اراضى اسلامى در اين عهد از سوى هريك از پادشاهان مسيحى صورت مىگرفت ، جنبهء جنگهاى صليبى را به خود مىگرفت و بويژه شواليههاى جمعيتهاى دينى و متطوعين از كشورهاى ديگر در آن شركت مىجستند . در اواخر سال 1217 آلفونسوى نهم با لشكرى مختلط از قواى ليون و قشتاله و برخى جماعات دينى در حركت آمد و شهر قاصرش را محاصره نمود . ولى پس از چند هفته دست از محاصره بداشت و پادشاه ليون و همپيمانان او بارها به آن شهر حمله كردند تا عاقبت در تابستان سال 1227 م آن را تصرف كردند .
در اواخر سال 1229 پادشاه ليون جنگ جديدى در اراضى اندلس تدارك ديد و اين بار بر دژ منتانجش در نزديكى مارده مستولى گرديد . سپس مارده را محاصره كرد .
در خلال اين احوال المتوكل بن هود با سپاه خود به يارى شهر محاصره شده آمد . دو لشكر درگير جنگ شدند و ابن هود شكست خورد و به سوى شرق اندلس گريخت . در پى اين شكست مارده و بطليوس به دست ليونها افتاد . اين واقعه در تابستان سال 1230 م اواسط سال 627 ه اتفاق افتاد .
هنوز چند هفتهاى از اين واقعه نگذشته بود كه آلفونسوى نهم پادشاه ليون در روز بيست و چهارم سپتامبر سال 1230 م بمرد . مسئلهء وراثت تخت ليون بزرگترين مسئلهء سالهاى آخر فرمانروايى او بود . زيرا او نمىخواست پسر خود فرناندوى سوم پادشاه قشتاله را به جانشينى خود برگزيند و تخت پادشاهى ليون را تسليم او نمايد . آلفونسوى نهم وصيت كرد كه پس از او دو دخترش سانچا و دولثى جانشينان او هستند . ولى پس از مرگ پدر اين دو شاهزاده خانم به نفع برادرشان فرناندو ، در اواخر سال 1230 م كناره گرفتند و بدين گونه بار ديگر دو مملكت ليون و قشتاله وحدت خود بازيافتند ، آنسان كه قبل از وفات قيصر آلفونسو ريمونديس در سال 1157 م متحد بودند . و قشتاله آنچنانكه بود به صورت
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 466
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٦٦