عقد اين ازدواج فعلا در سال 1215 م بسته شد تا آنگاه كه پسر به حد بلوغ رسد . ولى ملكه برنجيلا و بزرگان قشتاله به اين ازدواج به شدت اعتراض كردند و شكايت نزد پاپ اينوسان سوم بردند . پاپ نيز حكمى صادر كرد كه به سبب خويشاوندى نزديك ميان زنوشوى ، عقد باطل است . شاهزاده خانم به كشور خود بازگرديد و به يكى از ديرها داخل شد .
پادشاه خردسال مىخواست خود را از يوغ خاندان لارا برهاند و نزد خواهر خود برنجيلا بازگردد ولى كنت البارونونيز مانع اين كار شد . سپس برفت و قلعهء اوتليو را كه برنجيلا و يارانش در آنجا بودند محاصره كرد . برنجيلا از شوى سابق خود آلفونسوى نهم پادشاه ليون يارى طلبيد . او نيز پسر خود فرناندو را با جمعى از قواى خود به يارىاش فرستاد . خاندان لارا دست از محاصره بداشتند و به پالنسيا رفتند . پادشاه خردسال در قصر اسقف پالنسيا فرود آمده بود و در صحن قلعه با بعضى از همسالان خود بازى مىكرد . يكى از آنان سنگى بر سر او زد و سرش را بشكست پس از اندك زمانى كودك بمرد . اين واقعه در روز ششم ژوئيهء سال 1217 م اتفاق افتاد .
خواهرش دونيابرنجيلا پسر خود فرناندو و ياران وفادارش را فراخواند و به شهر الوليد رفت و در آنجا خود را ملكهء قشتاله خواند ولى در حال به سود پسرش فرناندو از تخت فرود آمد . فرناندو در اين زمان ( اول ژوئيهء سال 1217 م ) جوانى هجده ساله بود .
اين پادشاه جوان همان فرناندوى سوم شد كه اندلس را مقهور خويش ساخت و شهرهاى بزرگش را در تصرف آورد .
2 - مملكت ليون ( لئون )
چون قيصر آلفونسو ريمونديس در سال 1157 م درگذشت مملكتش ميان دو پسرش تقسيم شد . قشتاله به پسر بزرگش سانچو رسيد و ليون به پسر كوچكش فرناندو . سانچو پس از يك سال حكومت به سال 1158 درگذشت و پسرش آلفونسوى هشتم كه پيش از اين احوال او را بيان داشتيم به جايش نشست .